تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩

سال 1297 وقايع اتفاقيه دار العلم شيراز

از 8 محرم تا 7 صفر 1297

سى و شش ساعت در خاك فارس باران آمد به جميع بلوك باران آمده است ، الحمد الله خيلى باعث آسايش مخلوق شد . از اجناس هركدام صد دينار يك شاهى كسر كرد ، جو يازده شاهى ، گندم چهارصد دينار ، برنج نهصد دينار ، نان هم يكمن يكشاهى كم شد ، حال سيزده شاهى است . عاليجاه محمد خان دشتى بنا به خواهش خود به شيراز آمد و الحال در شيراز است . ديگر آنكه در راه سروستان قافله‌اى كه به خانه كاهدان ميرفتند دزد آنها را لخت كرده و اموال آنها را به قدر پنجاه تومان برده بود . حكومت محصل معين نموده كه بروند سارقين را پيدا كنند يا آنكه از اهل آن قريه كه نزديك بوده‌اند و آن قافله كمك خواسته‌اند و بيرون نيامده‌اند غرامت گرفته به اهل قافله بدهند . ديگر آنكه از قرارى كه نواب احتشام الدوله به نواب مستطاب و الا حاجى معتمد الدوله نوشته بودند در بهبهان برف زيادى بوده است . ديگر آنكه به جهت شب مولود اعليحضرت پادشاه در قورخانهء شيراز اسباب آتش‌بازى درست ميكردند ، هنگام كوبيدن باروت سه نفر قورخانه‌چى آتش ميگيرند ، دو نفر در همان روز و شب فوت ميشوند يك نفر از آنها هنوز نمرده است ، احتمال خطر دارد . ديگر آنكه از قرارى كه از گله‌دار خبر رسيده عاليجاه محمد ابراهيم بيگ حاكم آنجا هنوز نتوانسته كه شيخ مذكور خان را بگيرد . شيخ مذكور خان در آن قلعه كه حصارى شده خود را مستعد كرده ، آذوقه از هر قبيل دارد و تفنگچى به قدر دويست نفر دور او جمع شده‌اند و نيز اطلاع داده است كه باران در آن صفحه‌جات گله‌دار خيلى كم آمده است و مخلوق آنجا مضطرب هستند ، نزديك است كه جميعا از آنجا كوچ نمايند . اگر باران درستى نيايد نصف ماليات گله‌دار برخاسته نخواهد شد . ديگر آنكه رضا خان عرب كه مقصر حكومت است و به اطراف فارس حكم شده او را كشته يا زنده دستگير نمايند ، نزديكى داراب اميد على بيگ كه از كدخدايان عرب بود با دو پسرش را كشته است و فرار كرده ، هرچه عقب او كرده‌اند دستگير نشده . ديگر آنكه از اين باران ثانى جنس تنزل كرده ، گندم خروارى شش تومان ، جو خروارى چهار تومان ، برنج يك من چهار عباسى ، نان يك من يازده شاهى مىباشد .