تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 96

مساهمون:

ص٩٦
نوبندگان فسا مير غضب رفت در همانجا سر سه نفر را بريد . ديگر آنكه محصلى از حكومت و چند نفر سوار بهارلو و عرب به جهت گرفتن فريدون خان لشنى كه مقرب الخاقان قوام الملك تهمت دزدى به او زده بود و در نزديكى ارسنجان او را گرفته بودند و خانه و طايفهء او را غارت كرده بودند ، مقرب الخاقان محمد حسن خان كه ضابط لشنى است به حكومت عارض مىشود كه بىاطلاع من او را گرفته‌اند و مبالغى از طايفهء فريدون به غارت برده‌اند . فرضا او دزد بوده حال كه دزد نيست ، مشغول رعيتى است ، قوام الملك محض عداوتى كه فيما بين بوده به حكومت به ضد مشار اليه عرض كرده . چند نفر از لشنى سر طويلهء حكومت بست بودند . از قرارى كه خبر رسيده فريدون را رضا خان عرب و چند نفر از لشنى از دست محصلين گرفته و برده‌اند . تا خبر به حكومت مىرسد اين لشنىها كه در سر طويله بست بودند مىآورند جميعا را نفرى پانصد تازيانه ميزنند و گوشهاى آنها را مىبرند و محبوس مينمايند . به محمد حسن خان هم نوشتند كه كدخداهاى لشنى را در هر كجا باشند بگيرند و محبوس نمايند تا حكم ثانى برسد . ديگر آنكه سربازهاى فوج افشار كه سپرده به اردشير خان سرتيپ است به جهت مواجب نه ماههء آنها كه نرسيده است شب هنگام درب منزل حكومت جمع شده بودند ، داد و فرياد زياد كرده بودند . حكومت سلاطين آنها را گرفت ، دو سه نفر از آنها را چوب زيادى زدند و ما بقى را حبس نمودند . ديگر آنكه اردشير خان سرتيپ بواسطهء مخبط شدن ، از تبريز اقبال الدوله كه عموى مشار اليه باشد او را خواسته بود ، اين دو روزه روانهء تبريز است و بجاى او پسر خود را بچاپارى روانه كرده است ، در راه است . ديگر آنكه ميرزا محمد على خان لشكرنويس‌باشى پسر مرحوم ميرزا نعيم نورى به ناخوشى قولنج فوت گرديد . ديگر آنكه مقرب الخاقان قوام الملك چون مشتبه به حكومت كرده بود كه حضرات لشنى مقصر و دزد هستند ، محصلى كه از حكومت به جهت گرفتن فريدون نام لشنى رفته بود به حكومت نوشته بود كه تقصير از سوارهاى قوام الملك بوده كه فريدون را فرار داده‌اند . خيلى تغير به قوام الملك كردند و آن اشخاص كه محرك آن كار بوده‌اند حكما از مشار اليه خواسته‌اند . ديگر آنكه مقرب الخاقان قوام الملك چون بر حكومت اشتباه كرده بود و حكم به گرفتن و غارت لشنى صادر كرده بود ، سوارهاى عرب و بهارلو روى خانه‌هاى لشنىها ريخته بودند ، جميع اموال آنها را غارت كرده‌اند حتى زنها و دخترهاى ايشان را كشيده‌اند ، جميعا به كوه و بيابان فرار كرده‌اند از مرد و زن . از قرارى كه مذكور مىشود به ملاك لشنى و خود لشنى مبالغ گزافى ضرر وارد آمده است . ديگر آنكه از لار چنين خبر رسيد كه شيخ مذكور خان سر راه آقا فتحعلى جراشى را گرفته بوده شب هنگام عبور آقا فتحعلى شليك تفنگى مىنمايد ، شش نفر كشته مىشوند و چند نفر هم زخمى . هنوز از حكومت حكمى نشده است .
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 96 | على اكبر سعيدى سيرجانى