مستبشر - 8 / 2
شاد شونده . ( اسم فاعل از استبشار : شاد شدن . « تاج المصادر » ، « كنز اللّغات » ) .
مستخرج - 81 / 2
بقاياى « 1 » حساب عمّال ديوان كه بضرب چوب و شكنجه از آنان دريافت مىكردهاند . مستفاد از « دزى » .
مستدرك - 81 / 2
« استدراك » در لغت بمعنى دريافتن است ، و در اصطلاح فنّ استيفا عبارت بوده است از : تفاوتى كه بهنگام مقابلهء نسخهء مشرف با نسخهء عامل ، بر اثر فوت يا غيبت كسى كه محصول يا مزروعى بايد عايد وى گردد ، حاصل مىگرديده است . و بعبارت ديگر چون كسى كه بايد از محصول يا مزروع بهرهمند گردد در ميان نبوده ، آنچه بوى تعلّق مىگرفته صرفهء پرداخت كننده مىگرديده ، و اين به ظاهر « مستدرك » ناميده مىشده است . مستفاد از « بحر الجواهر در علم سياق « 2 » » ص 81 و 82 ، رك : « نفائس الفنون » فنّ پانزدهم از مقالهء أولى ، در علم انشاء و استيفاء ، ص 88 .
مسترجع - 81 / 3
إنعام بازپس گرفته شده . ( اسم مفعول از استرجاع : واگرفتن چيزى را كه فرا داده باشى . « تاج المصادر » ، داده را بازگرفتن . « الصّراح من - الصّحاح » ، چيز داده را واپس گرفتن . « غياث اللّغات » ) .
هامش
( 1 ) - براى اطلاع بر معنى « باقى » در عرف اهل ديوان ، رك : ص 428 حاشيهء شمارهء 1 .
( 2 ) - در اصل شمارهء صفحه ندارد .