مدّخر - 35 / 4
آنچه پنهان دارند و ذخيره كنند . از « مقدّمة الأدب » .
مدروس - 2 / 13 ، 66 / 1 ، 80 / 8 ، 94 / 10
كهنه شده و ناپديد شده و بيرونق شده . از « غياث اللّغات » .
مذرى - 93 / 5
رك : ص 363 ذيل « أصابع مذرى » .
مذكوران ، دفتر - 121 / 9
در ص 432 بمعنى « دفتر » در عرف اهل استيفا اشارتى رفت .
در اينجا مراد از « دفتر مذكوران » محتملست دفترى بوده باشد كه در آن اسامى كسانى كه از ديوان راتبه و مستمرّى و وظيفه دريافت مىداشتهاند ثبت و يادداشت مىشده است .
مرابض - 33 / 13 ، 94 / 4
جمع مربض : مأواى گوسپندان بشب . از « المصباح المنير » ، و اينجا مراد جاىباش و مأوى و آرامگاه سباع و ددان همچون شير و گرگ است .
مرامات - 45 / 2
مراماة : همديگر را تير انداختن . « منتهى الأرب » ، راماه : تير انداخت با وى . « مقدّمة الأدب » .