مستظهر - 102 / 2
از استظهار : يارى خواستن و قوى پشت شدن . « الصّراح من الصّحاح » .
اگر « مستظهر » خوانده شود : يارى خواسته شده ، كسى كه از وى يارى خواهند و بوى قوى پشت شوند . ( اسم مفعول از استظهر به :
استعان . « الصّحاح » و « لسان العرب » ) .
و اگر « مستظهر » خوانده شود : حامى و نگاهبان . ( اسم فاعل از استظهر الشّىء : جعله خلف ظهره حماية و وقاية . « محيط المحيط » ) .
مسقط الرّأس - 119 / 2
جاى زادن . « مقدّمة الأدب » ، « الصّراح من الصّحاح » ، معنى لغوى آن جاى افتادن سر است ، يعنى آنجا كه سر بهنگام ولادت بر زمين آيد .
از « محيط المحيط » و « غياث اللّغات » .
و ظاهرا براى مراعات سجع مطرّف با « اساس » ، ص 119 س 3 ، آن را « مسقط الرّاس » بايد خواند .
مشارب - 23 / 4
جمع مشرب : جاى آب خوردن . « الصّراح من الصّحاح » ، آبشخور .
« ترجمان القرآن » .
مشارق - 6 / 8
جمع مشرق : جاى برآمدن آفتاب . « مقدّمة الأدب » .