آن يك را كه نورانىتر است أنور الفرقدين و آن ديگرى را كه نورش كمتر است أخفى الفرقدين نامند . از « صور الكواكب الثّمانية و الأربعين » ص 27 - 29 و « شرح بيست باب ملّا مظفّر » باب سوم ، در معرفت بروج و كواكب و تقاويم ايشان « 1 » ، ص 28 .
فروخزيدن ، بعصا - 75 / 5
رك : عصا فرو خزيدن ، به
فرورفتن ، بميان انگشت - 81 / 11 ، 110 / 6
استاد علّامه جناب آقاى مجتبى مينوى را در باب اين تعبير نظرى است صائب و مقتضى و مناسب با سياق معنوى سخن كه احتمال نگارنده را در ص 370 حاشيهء شمارهء 1 ضعيف ، بل نامقبول ، و نظر مرحوم هدايت را ، با اندك تسامح و حذف يك دو كلمه ، بدين صورت تأييد مىكند : « كنايه از چيزى است كه چون بر كف گيرند مانند آب از ميان انگشت بيرون مىرود » .
رك : ص 370 ، ذيل « انگشت ، فرو رفتن بميان » . اينك عين يادداشت استاد :
« تصوّر مىكنم اين تعبير فارسى از تعبيرى عربى كه در اين بيت نمونهاى از آن ديده مىشود گرفته شده باشد ، يعنى مانند آب از ميان انگشتان بدر مىرود و نابود مىگردد :
و من يصحب الدّنيا يكن مثل قابض * على الماء خانته فروج الأصابع
« تفسير ابو الفتوح رازى » ج 3 ص 11 ، ذيل آيهء شريفه :
« وَ مَنْ يُرِدْ *
هامش
( 1 ) - در اصل شمارهء صفحه ندارد .