فراغت « 1 » ريزه - 119 / 1
آرامش و آسايش اندك و بغايت ناچيز .
قس : « عرضريزه » ص 10 س 3 و 4 ، « حرامريزه » ص 11 س 10 ، « سعادتريزه » ص 11 س 12 ، « قربتريزه » ص 13 س 3 ، « فضلريزه » ص 15 س 1 ، « روزىريزه » ص 113 س 5 .
فراهم گرفتن - 110 / 4
بگرد خود جمع كردن ، و مراد از « أذيال بر سبيل ايجاز فراهم گرفتن » ، دامن سخن را درچيدن و كوتاه گرفتن و باختصار برگزار كردنست .
قس : « فراهم چيدن » در اين عبارت گلستان :
« . . . بعد از تأمّل اين معنى مصلحت چنان ديدم كه در نشيمن عزلت نشينم و دامن صحبت فراهم چينم . . . » .
« گلستان سعدى » ديباجه ص 6
فرقدان ، فرقدين - 15 / 2 ، 97 / 6
نام دو ستاره است بر سينهء دبّ أصغر كه يكى از ديگرى نورانىتر است ،
هامش
( 1 ) - « فراغت » در لغت عرب بمعنى بىآرامى و ناشكيبايى و قلق است ، لكن در زبان و ادب فارسى بمعنى آرامش و آسايش و پرداختن از كارى ، به كار مىرود ، سعدى گويد :اگر تو فارغى از حال دوستان يارا * فراغت از تو ميسر نمىشود ما را« طيبات » ص 3
حافظ گويد :دو يار زيرك و از بادهء كهن دومنى * فراغتى و كتابى و گوشهء چمنى
من اين مقام به دنيا و آخرت ندهم * اگرچه در پيم افتند هر دم انجمنى« ديوان حافظ » ص 338