نزديك مقتدى مذموم . . . در خفيه نزديك او كس رسيده است . . . » .
روز درگشته - 103 / 11
ظاهرا مراد كسى است كه روز ( كامرانى و خوشبختى ) وى درگرديده و منقلب شده و شب ( ناكامى و تيرهبختى ) وى فرا رسيده باشد . و اين كنايتست از : بدبخت . قس : « روز برگشته » و « روز فرو شده » و « روز فرو رفته » .
روز فرو شده - 105 / 9
روز در اينجا بمعنى آفتابست « 1 » . رك : « برهان م » ذيل « روز » .
و « روز فرو شده » يعنى كسى كه آفتاب خوشبختى و عمر وى روى به أفول گذارده و شب تيرهبختى و هلاك وى فرا رسيده باشد ، نظير « روز فرو رفته » و اين كنايتست از : بدبخت . قس : « روز برگشته » و « روز درگشته » .
خاقانى گويد :
برفروزيد چراغىّ و بجوييد ، مگر * بمنِ روزْ فرورَفته پسر باز دهيد
« ديوان خاقانى » ص 164 ، س 16
هامش
( 1 ) - استعمال « روز » در معنى « آفتاب » در ادبيات فارسى نظاير بسيار دارد ، سعدى گويد :روز برآمد بلند اى پسر هوشمند * گرم ببود آفتاب خيمه برويش ببند« طيبات » ص 115
و در « رباعيات منسوب بمولانا » آمده است :اى روز برآ ، كه ذرهها رقص كند * جانها ز خوشى بىسروپا رقص كند
آنكس كه ازو چرخ و هوا رقص كند * در گوش تو گويم كه كجا رقص كند« كليات شمس » ج 8 ، ص 119 ، رباعى 702