و « تاريخ بيهقى » ص 187 س 14 .
رنّه - 25 / 8
رنّة : آواز و آواز گريه كه در حلق بازگردانيده شود . از « منتهى الأرب » .
رواح - 18 / 2
پس از نماز پيشين . « مقدّمة الأدب » ، شبانگاه يا از وقت زوال آفتاب تا شب . از « الصّراح من الصّحاح » و « منتهى الأرب » .
رود - 18 / 5
سازى است همانند عود « 1 » ، داراى دستهاى دراز كه بر روى آن پردههايى تعبيه شده است ، با تارهايى « 2 » از ابريشم بافته كه در آسيا و بخصوص در چين براى تارهاى آلات موسيقى مىسازند ، اين تارها به گوشيهايى كه براى كوك كردن و هماهنگ كردن آهنگهاست متّصل است ، شكم آن را از چوب كاج و كاسهء آن را ، كه به شكل گلابى است ، از ترك ترك چوب سدر فراهم مىآورند . نواختن آن بدون مضراب و با زخمه زدن انگشتان دست راست به يك يا چند تار از اين تارهاست . از :
Webster , s NEW International Dictionary .
Grove , s Dictionary of Music and Musicians . Vol , III ,
هامش
( 1 ) - براى آگاهى از شكل « عود » و پارهاى خصوصيات ديگر اين ساز ، رك : « مجلهء روزگار نو » ج 5 ، شمارهء 4 ، ص 31 - 40 ، مقالت دانلد بولچ ، ذيل عنوان « بعضى از آلات موسيقى شرقى غربى » .
( 2 ) - شايد از اين بيت مثنوى « خسرونامهء » عطار ص 244 ، بيت 5220 ، بتوان حدس زد كه رود ( يا نوعى از آن ) سه تار ابريشم داشته بوده است :چو راه تر زند رود سه تا رود * فرود آيند مرغان از هوا زود( « رود » در اين بيت ، در مورد اول نام ساز موردنظر ، و در مورد دوم بمعنى تارى است كه بر روى سازها كشند ) .