تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفثة المصدور ( فارسى ) — صفحة 431

مساهمون:

ص٤٣١
بازماند . قس : « دست كسى را در حنا « 1 » گذاشتن » و « پاى كسى را در گردو گذاشتن » .

دست گرد جهان برآوردن - 14 / 7

در اينجا كنايتست از : سراسر گيتى را بدست تفحّص باز جستن ، جست‌و جوى بأقصى الغاية كردن .

دست‌نشين - 3 / 14

دست نشيننده ( با مؤخّر داشتن صفت فاعلى و حذف كسرهء اضافه و « نده » علامت صفت فاعلى ) - نشينندهء دست - نشينندهء بر دست - آنچه بر دست مىنشيند و قرار مىگيرد ، و ظاهرا بقرينهء « صدور » در ص 3 س 15 ، ايهامى به « صدرنشين » و « مسندنشين » نيز دارد ، زيرا از معانى « دست » صدر و مسند ملوك و سلاطين و اكابر نيز هست . از « رشيدى » و « برهان م » .

دست و پاى از كار بردن - 67 / 5 و 6

ر ك : از كار بردن ، دست و پاى .

دست و پاى از كار رفتن - 87 / 6

ر ك : از كار رفتن ، دست و پاى .

دستورى - 34 / 10

رخصت و اجازت . « برهان م » ، مركّب از : دستور + ى ( مصدرى ) .

دشمنايگى - 85 / 1

دشمنى . ر ك : مقالت استاد نحرير جناب آقاى مجتبى مينوى در « مجلّهء
هامش
( 1 ) - اين كلمه در عربى بكسر « حاء » و تشديد « نون » و در آخر « الف ممدوده » آمده است . ر ك : « محيط المحيط » در مادهء ( ح ن أ ) .