تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفثة المصدور ( فارسى ) — صفحة 429

مساهمون:

ص٤٢٩
شرابى تيره و كدر و ناخوش كه در تك پياله و جام ته‌نشين شود إطلاق كنند ، و اينجا بقرينهء « دور » در ص 5 س 9 ، و « ساقى » در ص 88 س 3 ، همين معنى مراد است « 1 » .

در رفتن - 60 / 5

بدرون رفتن ، داخل شدن . « . . . و ميان دو نماز را دروازه بگرفتند و در رفتند و از مفردان و پهلوانان مردى هزار تمسّك به مسجد جامع كردند . . . » . « جهانگشاى جوينى » در ذكر استخلاص سمرقند ، ج 1 ص 95 س 1 و 2 . ر ك : « سير الملوك » يا « سياست‌نامه » ، فصل هفتم ، ص 62 س 23 .

در ششدره افتادن - 5 / 10

كنايتست از : عاجز شدن و فروماندن و درمانده گرديدن . و اين از مصطلحات بازى نرد است ، براى آگاهى بر كيفيّت آن ، ر ك : « غياث - اللّغات » ذيل « ششدر » ، و حواشى « ديوان انورى » ج 2 ص 1060 .
هامش
( 1 ) - اين كلمه در زبان و ادب فارسى بيشتر به صورت « درد » ، يا « دردى » ، بتخفيف ياء ، آمده است ، حافظ گويد :بس تجربه كرديم در اين دير مكافت * با دردكشان هركه در افتاد بر افتاد« ديوان حافظ » ص 75 و همو گويد :برنيامد از تمناى لبت كامم هنوز * بر اميد جام لعلت دردى آشامم هنوزايضا « ديوان حافظ » ص 179 . ضبط مختار در متن متكى و مبتنى است بر توغل و تبحر مؤلف در ادب عرب ، و شيوهء وى در استعمال مفردات لغت عرب بكيفيت معهود در اين زبان .