حضور داد « 1 » ، و صاحب ديوان ممالك 349 ، رحمه اللّه تعالى ، تا اين « 2 » سفيه نبيه شود ، و اين بيمايه بپايهاى رسد ، از قضا بجوار رحمت حق پيوسته شد ، و عرصه ، حالى « 3 » ، از كافى بحليت كفايت حالى ، خالى مانده ( ع ) خلت الدّيار 350 فسدت غير مسوّد « 4 » ، و اين بزرگ ! بسفاهت و خيرهرويى و وقاحت و هرزهگويى ( ع ) آبى كه ز چشم 351 رفت كى آيد « 5 » باز ؟ ! و قدما قيل « 6 » : « من لانت 352 أسافله صلبت « 7 » أعاليه » از شاگرد پيشگان عراق ، باتّفاق ، بر سر آمده « 8 » ، و عوانى بحدّ كمال نه
« عَوانٌ بَيْنَ ذلِكَ »
« - 1 » 353 گشته ، و از وزير بىتدبير حضرت 354 ، و مشرف مسرف ممالك ، و خازن خائن درگاه ، درگذشته ، و راى بر آن قرار گرفته ، كه فيما بعد دستگاه « 9 »
هامش
( 1 ) سى : داده
( 2 ) متن مطابقست با : سى . هت : ممالك تا اين ، مى ، كر : ممالك رحمه اللّه تا اين
( 3 ) مى : خالى
( 4 ) در « شرح ديوان الحماسة تأليف ابى زكريّا يحى بن علىّ الخطيب التّبريزىّ » ج 2 ص 301 : « و يروى : غير مدافع »
( 5 ) سى : چون آيد
( 6 ) مى : قد قيل
( 7 ) در « سمط العلى للحضرة العليا » ص 99 : صلب
( 8 ) سى : عراق بر سر آمده
( 9 ) هت : بعد در دستگاه
( - 1 ) قرآن كريم : 2 / 68