[ از ] وزيران « 1 » چشم بآز شسته ، كه شرم و آزرم ندانند « 2 » ، خالى ندارند « 3 » ، و در مستقبل خانه بىگربه و خزانه بىحيّه « 4 » نگذارند . اگرچه در مناكحت شغل استيفاى كفات ، كفايت اعتبار كردن واجب بود ، تزجيهء « 5 » وقت را ، و ألضّرورات 355 تبيح المحظورات ، به دو تفويض فرمودند ، و اعتماد در آن شغل ، كه امانت از شرايط آنست ( ع ) يعنى كه بدزد مىسپارم كالا ، بر اين بزرگ ! نمود « 6 » ، و چنان كه گفتهاند ( ع ) : « چون اسپ نماند ، برنهم زين بخرى « 7 » » آن كار بر سبيل عاريت بدين كم عيار بازگذاشت « 8 » ( ع ) و من لم يجد 356 ماء تيمّم بالتّرب . سفلهاى را كه ديروز وزير - 21 به كمتر قضيّهاى زبر و زير بباد برداده بود ، و بر سبيل شتم آيت حرمت بر او ختم كرده « 9 » ، لفقد الرّجال 357 و خلوّ الميدان ، دست گرفته آوردند ، و على رغم استحقاق و اهليّت و كورى مردمى « 10 »
هامش
( 1 ) همهء نسخ : دستگاه وزيران ، تصحيح قياسى و از استاد مينوى است .
( 2 ) سى : نداند
( 3 ) سى : ندارد
( 4 ) مى ، هت : حبّه
( 5 ) سى : توجيه
( 6 ) متن مطابقست با : سى ، باقى نسخ : ننمود ، ظ : بنمود
( 7 ) مى : بخران
( 8 ) مى ، هت : بگذاشت
( 9 ) كر : حتم كرده
( 10 ) هت ، مى : مردى