متفق شدند و عايشه و طلحه و زبير از وى جدا گشتند ، و بر وى قتل عثمان را نسبت كردند و به جانب بصره رفتند و على - كرم الله وجهه - از پى ايشان بشد و محاربه كرد و عايشه را باز به مدينه آورد و طلحه و زبير در جنگ كشته شدند . چون خبر زبير و طلحه به معاويه رسيد معاويه بيعت بشكست و مطاوعت ننمود ، هم بدين عذر تمسك ساخت . و ميان ايشان محاربات عظيم رفت و خلقى بىحد از طرفين كشته شدند .
آخر الامر امير المؤمنين على - رضى الله عنه - به كوفه آمد و آنجا مقيم شد و معاويه باز به شام رفت و آن ديار جمله فرو گرفت و دعوى خلافت كرد .
پس از خوارج سه كس اتفاق كردند تا هريكى به جائى روند و على - كرم الله وجهه - و معاويه و عمرو بن عاص را صبحگاه بيست و هفتم رمضان هلاك كنند . عبد الرحمان بن ملجم - عليه ما يستحق من العذاب - بيامد ، و امير در نماز بود ، زخم زد ، و ديگرى كه به شام رفته بود معاويه را زخم زد اما كارگر نيامد . و قضاء الله تعالى عمروعاص آن روز از خانه بيرون نيامد و برادرزاده را بفرستاد ، و او كشته شد .
مدت خلافت امير المؤمنين على - عليه السلام - چهار سال و نه ماه بوده است .
سبط رسول الله الحسن بن على رضى الله عنه
چون امير المؤمنين على - كرم الله وجهه - شهيد شد اهل عراق با حسن [ عليه السلام ] « 1 » بيعت كردند و معاويه به محاربهء وى برخاست و آهنگ وى كرد . امير المؤمنين حسن از غدر اهل عراق انديشه كرده با وى مصالحت كرد و به جانب حجاز رفت . و چنين گويند كه زنش اسماء بنت جعده دارو داد و بر آن شهيد گشت . رضوان الله عليهم اجمعين . آمين .
هامش
( 1 ) - فقط در د .