تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نامه هاى حكومتى فيروز ميرزا فرمانفرما ( فارسى ) — صفحة 49

مساهمون:

ص٤٩
نخواهد بود . هيأت مجلس سلامت هستند على قلى خان خودش مشاق و معلم و با علم به چابكى فوج را زود خواهد برد و سركردگى دارد مصدر خدمت هم انشاء الله خواهد شد . در باب محاسبه ميرزا زكى خان از پريروز شروع كرده‌اند از تفنگ‌هاى خاندار چخماقى انگريزى كه در عهد محمد شاه آورده بود و بسيار خوب چيزى است به جمع و خرج او عجالتا پاپى شدم چهار تا اين دكان چهار تا آن دكان اكثرى در زير خاك قورخانه كهنه مانده به يك وضعى آنها را سر جمع كرده به انبار آورده‌ام باوجودى كه پول مرمت را هم گرفته است و خواسته است و حالت تفنگ هم اين بود و حساب و محاسبه او با كرام الكاتبين است . چنين عمل شلوغ بدى در هيچ حساب و كار نديده‌ام و نخواهد شد هرچه خواسته باشد باقى بياورد زمين هم خالى است و همه به مصارف لوطىگرى رفته است تا چه از آب دربيايد دست و پايى كه نتوانسته است بكند در اين دو سال است كه چاكر مراقبت داشته و از كنار گوشه گزكچىها داشته كه نفس نمىتوانست بكشد معهذا باز يقينا هرچه توانسته از كم‌وبيش خواسته بسيار وضع غريبى دارد بىقابليت هم نيست علمى دارد و حالتش هم اين است اينكه الى حال اين غلام راه برده مدارا كرده به همان واسطه علم و اندك قابليت است اما حوصله را خيلى به سر مىآورد فردا كه سه‌شنبه است انشاء الله در نياوران در مجلس هرچه گفتگو شد معجلا به حضور مبارك خواهد رساند در عرايض امين لشگر از جهت بنيچه زياد بر تعجب غلام افزود در عريضه اولى خودم عرض كرده بودم كه الى حال لفظ بنيچه در ميان نبوده امرى است كه تازه احداث شده و زبانى است كه به ذهنشان تازه گذاشته‌اند الحال واضح شد و از تشكيك بيرون آمدم درخت تلخ همان ميوه تلخ بار آورد فوج دوم نصرت را به جهت قراولى وجود مبارك و پادارى آنها كه نوبه گذاشته شده انشاء الله زود بايد به بنيچه آورد . اما دو سه فوج از فوج‌هاى احضارى را مثل ششم اقبال ، خاصه اول ، بهادران به واسطه آن اراده ملوكانه در كار خراسان نمىشود دست به بنيچه زد زيرا كه سرباز جديد مىشود بىمشق . در چنين كار بزرگ سرباز غير آزموده خطر دارد به همين حالت حاليه بايد كسر كسور آنها را تمام كرده و مستعد نمود كه در مقام كار با اعتبارتر هستند تا راى مبارك شاهنشاه روحنا فداه چه مقر فرمايند در تقويت امور نظام الدوله حسب الحكم مبارك به قدر اندازه و قاعده ابدا غفلت نمىشود او هم خدمت و كار خود را خوب مىفهمد و مىداند . امر المطاع [ 17 ربيع الثانى 1288 ] مهر : عبده فيروز 1252