تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نامه هاى حكومتى فيروز ميرزا فرمانفرما ( فارسى ) — صفحة 46

مساهمون:

ص٤٦

[ 40 نامه نصرت الدوله به شاه درباره جيره قشون و خدمات خان محقق در امور افواج - 1288 ق ]

قربان خاك پاى مباركت شوم جيره ماه ربيع الاول قشون تمام داده شده كمال تشكر را به‌هم رساندند بروات جيره ماه ربيع الثانى هم صادر شده بود چون خان محقق كارى در اين چند روز نداشت خود او را با بروات به حضور مبارك فرستادم كه اگر فرمايشات در نظامى و غيره باشد مقرر فرمايند غير از جيره بروات تداركات فوج سمنان را هم فرستادم ديگر اتفاقا در صدق و خدمتگذارى خان محقق هر چه عرضه دارم كم عرض كرده‌ام با كمال خيرخواهى دولت و ادب و انسانيت با جميع طبقات نظام و غيره راه رفته و مىرود كه همه نهايت خوشنودى را دارند و به جز كار خود حواس را به امر ديگر دخالت نمىدهد با كمال استحكام دارد و مستحق مرحمت هم مىباشد و بسيار زحمت مىكشد بعضى امورات نظامى كه بود خودش بود كه اين غلام چه مىكشد در عريضه جسارت بود خود او عرضه مىدارد مثل برات كرايه قورخانه رشت الى حال مانده اين چاروادار چه كند بدنامى اين چقدر خواهد بود از اين مقول‌ها زياد است البته آنچه فهميده عرضه مىدارد . امر الاقدس الاعلى مطاع [ نهم ربيع الثانى 1288 ] مهر : عبده فيروز 1252

[ 41 نامه نصرت الدوله به شاه درباره مجلس آخال و مشكلات تركمانان و پيشنهاد واگذارى مسئوليت تصميم‌گيرى در اين باره به حسام السلطنه - نهم ربيع الثانى 1288 ]

قربان خاك پاى مباركت شوم به زيارت دستخطهاى مبارك مفتخر شدم چون از درد دست خود زياد از حد عاجز شده به حالت ميرآخور افتاده محض از راه ادب به مشقّت تمام اين مختصر را جسارت مىدارد اولا هر چه تشكر مرحمت‌ها را نمايم كم كرده‌ام و از اين فقره هم عاجزم . همين‌قدر عرضه مىدارم كه تا جان دارم انشاء الله جميع فرمايشات و احكامات را بطور ميل خاطر مبارك انجام خواهم داد فقره به فقره عرضه مىدارد دو فقره مطلب لازم بود كه عرضه مىدارد و منتظر جواب است كه بعد از آن اقدام نمايد . اول در فقره مجلس آخال و تنبيه تركمان است عرض كرده بودم كه از مجلس اينجا به جز رنجش حسام السلطنه فايده نخواهد بود و نتيجه از گفتگوى اينجا مرتب نخواهد شد . هرچه نتيجه و گفتگوست با حسام السلطنه و مجلس او با ايلخان‌ها بعد از رسيدن