تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نامه هاى حكومتى فيروز ميرزا فرمانفرما ( فارسى ) — صفحة 47

مساهمون:

ص٤٧
جواب از او اينجا هم آن وقت مجلس شود و گفتگويى بشود خالى از فايده نخواهد بود . در باب فقره آذربايجان آنها يا تحريك يا نفهميده يك حركت لغوى كرده‌اند و البته ندامت هم بار آورده‌اند و از غلط خود پشيمان شده‌اند مرحمتى هم كه در حق آنها فرموده‌اند در تفاوت سنگ هزار مثقال و كسر نكردن مستمريات گويا به همان قانع و شاكر بوده باشند و بنيچه را هم ضميمه مطلب خود كرده‌اند و خود فهميده‌اند كه عرض بيهوده است و به جايى نمىرسد مجلس كردن در نياوران با اين اشخاص ضد يك ديگر و هركدام خيالات و حرفهاى غرض‌آميز خود را ظاهر كرده و خواهد كرد و شهرت‌ها و اراجيف‌ها به ميان مردم خواهد افتاد كه اسباب وحشت آذربايجانى خواهد شد و هم به گردن اولياى دولت بارى فرود خواهد آمد آنچه به خاطر چاكر مىرسد اين است كه به نوشتجات تهديدآميز اطرافى و گفتگوى تلگرافى با امين لشگر و نظام الدوله و دو سه نفر اشخاصى كه اين غلام مىشناسند و حال همه را خالى مىنمايند بشود هم بيم و اميد عمل نمايد و گويا به آسانى رفع همه آنها بشود بعد از آنكه طور ديگر به نظر آمد كه اسباب هرزگى باشد آن وقت به هيچ‌وجه از مجلس و گفتگو و تنبيه سخت نبايد مضايقه كرد و به جناب نظام الملك هم مقرر فرمايند كه تفاوت سنگ و كم كردن مستمريات را موقوف دارند مثل معمول سابق باشد . آذربايجانى همه وقت جان مىدهند اينها قابل نيست كه دولت از آنها و مراعات آنها صرف‌نظر فرمايد اما در باب تهديد بنيچه لازم است كه تهديدات اتصالى از جانب سنى الجوانب شاهنشاه روحنا فداه بطورهاى مختلف جداگانه به حضرت وليعهد و گاهى به نظام الدوله و امين لشگر كه مثل سوال باشد كه چه كرده‌ايد و كدام فوج را شروع خواهد كرد بشود . در باب رسيدگى در تعديات بنيچه و بىحسابى به مردم حكم فرموده بودند بايد رسيدگى شود و فرض خود شمرده بوديد هيچ عدالت بهتر از اين نمىشود مكرر عرض كرده‌ام كه خدا سردار مرحوم را بيامرزد كه در اين مرحله گول مداخل و اداى قرض را خورد بسيار شلوغ‌كارى كرده‌اند باوجودى كه اين غلام متصل تهديدات مىكرد معهذا باز اين قسم بىمبالاتى نموده‌اند در اين باب حق دارند و براى دعاگويى وجود مبارك فرض و واجب است كه خيلى در اين باب غورسى فرمايند تا خدمت و درستكارى اين غلام در اين موادها مشهود خاطر مبارك شده باشد و مامور معتبرى بىغرض و بىطمعى مىخواهد به نظر چاكر خود حاجى سعد الدوله را بهتر از همه مىداند كه به چاپارى برود هم رسيدگى نمايد و هم عمل بقيه بنيچه فوج‌ها را محكم و سخت نمايد و هم قرار كمك خرج سرباز را كه سه تومان نقد و معافى يك سر را بدهد و در اين باب به هيچ‌وجه حكمى صادر نشده بود كه نفع و ضرر او را معلوم كرده عرضه دارم اگر راى