زياده بر اين ندامت حاصل نكرده باشم . دو ماه از سال رفته كرمان تالانزده دار المفسده را به من مرحمت فرموده مأمور شدم در ورود خاك كرمان دار الوحشتى ديدم آن طبقه مردمى كه رعيت و صاحب بضاعت بودند از خوف غارت به فارس و خراسان و بنادر رفته و آن طبقه مردمى كه گدا و گرسنه و شرير و هرزه بودند در شهر و بلوك متفرق اولا شورش را موقوف و ثانيا شرير و هرزه و مفسد را جزا داده ثالثا آدم به اطراف ولايت و ممالك خارجه فرستاده تفرقه كرمان را جمع كرده ماده فساد غوغاى شهر را كه داستانشان بود معلوم كرده عيار خرج خبازخانه شهر را تشخيص داده ماهى يك هزار خروار كه سالى دوازده هزار خروار باشد معين كردم . جنس ديوانى باقى دستور العمل كرمان هشت هزار و دويست خروار است سه هزار و چهار صد خروار آن كسر عمل و كسر اجاره است و چهار هزار خروار من جميع الجهات در بلوكات غله عايد شده است و هفت هزار و دويست خروار كه مآخذ خرج خبازخانه تا اول محصول سنه آتيه بوده است كه براى استقامت بر درجه شكر نعمت و حفظ آبرو و مملكت جان و مال در تدارك اين جنس گذارده تجار به بلوكات فرستاده از ده تومان پنج هزار الى چهار تومان قيمت و از يك تومان الى دو تومان كرايه داده مخارج اجزا متحمل شده به شهر آورده در خروارى سه تومان و هفت هزار نان فروختهام و تا اول محصول در اين سال خشك خواهم فروخت . جنس ديوان را كه از اول دولت خدا داد الى كنون هيچ سال در كرمان از دوازده هزار الى هفده هزار و ده شاهى بيشتر مسعر نشد در خروارى دو تومان و پنج هزار به من مسعر گرديد و از آن طرف ده هزار و چهار صد خروار كسر عمل و اجاره به نرخ ديوان هشت هزار و پانصد تومان است هرچه عرض و عجز و التماس مىكنم به امروز و فردا مىگذرانيد و در اين موقع سفر بلوچستان و خسارت و صدمه لازمه آن سامان است و متحّير ماندهام اقساط ديوانى را قبل از موعد پرداختهام و براى اينكه در سفر تفرقه خاطر نبرم يك قسط باقىمانده از كل را هم قرض كرده فرع داده روانه داشته به اقبال همايون روحنا فداه به سفر مىروم در تمام خاك كرمان طورى مردم راحت و اميدوار و آسوده راه بردهام و به دعاگويى وجود مبارك رطب اللسان نگاه داشتهام كه در اين مدت به قدر صد دينار مال احدى به سرقت نرفته سارق گرفتار كردهام . وضع سابق كرمان را من جميع الجهات به نظر آوريد و وضع امساله را از نوكر مأمور و متوقف و از تاجر و رعيت فردافردا بپرسيد تا حق مدعا مكشوف افتد . در فقره كاه ، اين كاه از اصل اجاره حاج شهاب الملك جمع مستأجر نشده و من كه مأمور به امضاى اجاره او بودهام عنوان مطالبه در دست ندارم كاه ديوانى كرمان از خالصجات بلوچستان و بم و نرماشير و جيرفت و رودبار و غيره است كه به قدر حاجت نوكر مأمور صرف و
نامه هاى حكومتى فيروز ميرزا فرمانفرما ( فارسى ) — صفحة 148
مساهمون: فيروز ميرزا بن عباس ميرزا فرمانفرما
ص١٤٨