155 تلگراف از تهران به كرمان به تاريخ ذيحجه الحرام توشقانئيل 1296 خدمت حضرت مستطاب اشرف و الا نصرت الدوله دام اقباله
عرض مىشود و انشاء الله تعالى وجود مسعود حضرت و الا در كمال صحت و سلامت است و نقاهتى ندارد البته در نظر حضرت و الا هست كه در سلطنتآباد به توسط اين بنده به خاك پاى مبارك عرض شده بود كه خدمت مخصوص بعد از ورود به كرمان از طرف حضرت و الا تقديم خواهد شد تاكنون آن خدمت به ظهور نرسيده در اين صورت شايسته نيست به جهت يك هزار و هشتصد خروار كاه زياده از اين مذاكره نمود و اسباب صداع خاطر مبارك شد چون به هيچ يك از حكام ولايات تخفيف كاه مرحمت نشد ناچار به كرمان هم مرحمت نخواهد شد اسلم شقوق « 1 » آن است قرار تسعير كاه را بدهيد كه كلك اين كار هم كنده شود بلكه به اعتقاد بنده در عوض آن خدمت مخصوص كه وعده نموده بوديد محسوب داريد يقين است عرايض بنده را خالى از غرض دانسته همينطور ختم خواهيد فرمود كه زياده از اين جسارت نشود .
امين السلطان
جواب :
جناب جلالت مآب امين السلطان را زحمت مىدهم
اينكه به توسط جناب شما هنگام مأموريت كرمان تعهد تقديم خدمت در خاكپاى آسمان فرساى همايون روحنا فداه كردهام حق است ولى از اينكه خدمات و جان فشانى امساله من كه در داخله ايران امتياز و ترجيح دارد منظور نداشتهايد و اكنون عوض تقديم نمودن آن خدمت معهود قبول كردن تسعير يك هزار و هشتصد خروار كاه را اظهار داشتهايد در حق من ظلم كردهايد و مرا در عالم تعلق به تحصيل نتايج حسنه از خدمات كليه و مشهود ساختن شما به وكالت و محبت در خاك پاى مبارك مأيوس كردهايد و بر اين باز داشتهايد در جواب اين تلگراف شما از خدمات خود فقرهبهفقره به وضع اشاره عنوانى كرده باشم و استفهامى هم نموده باشم كه اگر اين خدمات العياذ بالله در خاك پاى مبارك مشهود نيفتاد و در پرده خفا بوده فكرى كنم كه
هامش
( 1 ) . يعنى : بهترين شكل