تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نامه هاى حكومتى فيروز ميرزا فرمانفرما ( فارسى ) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧
حالا به حكومت‌هاى بزرگ و مشاغل عمده مأمور فرمايند و به لقب فرمانفرمايى ملقب شوم و به ايالت ده ولايت مفتخر گردم ، در سر پيرى چنين خيانت بزرگى از من بروز كند . مرا به كار ضرابخانه چه مدخليت و رجوعى بود . آدم معير الممالك به همدان آمد تعليقه جناب آقايى را كه به من مرقوم فرموده بودند آورده كه محمد كاظم بيك فراشباشى معير الممالك مىآيد ، ضرابخانه را ببندد و حاجى ميرزا عبد الله معير و حاجى فتحعلى را بياورد و محمد كاظم بيك در ساعت ورود خانه حاجى ميرزا عبد الله رفت . حاجى فتحعلى را هم آنجا برد هردو را حبس كرد . ضرابخانه را هم خودش بست و من ابدا اظهارى نكردم . بعد از چند روز حاجى فتحعلى را مرخص كرد . حاجى فتحعلى گفت همه ساله رسم آنها اين است كه در وسط سال اسبابى فراهم مىآورند كه مداخلى كرده باشند و با محمد كاظم قرار داديم ، برادر حاجى ميرزا عبد الله را تهران بفرستيم ، وجهى تقديم نماييم . چون مشار اليه تحويلدار اقساط ولايات مركزى بود ، من در اين باب خدمت جنابعالى نوشتم كه به اين خيال حضرات را خواسته‌اند ، اگر واقعا در پول ضرابخانه عيبى هست ، چنانچه اذن مىدهيد بعد از اين ضرابخانه كار بشود من مراقبت مىكنم كه به عيار تهران سكّه كنند و اگر خود آنها را هم خواستند ، جناب حاجى فتحعلى را از بابت ابوابجمعى اقساط مىكنم و او را روانه مىنمايم جواب در رقعه دولتى رسيد كه حكم صريح شد ضرابخانه را ببندند ، ديگر متعرض فرستادن آنها نشده بودند . تاريخ رقعه جمادى الثانيه است و من اول ربيع الثانى همدان رفتم در اين دو سه ماه چقدر پول سكه شده است كه هشتصد هزار تومان پول قلابى به‌هم رسيده است ؟ بعد از چندى شنيدم محمد كاظم بيك را معير الممالك خواست ، رفت ، معلوم شد مقصود به عمل آمده حاجى فتحعلى هم با جمعى به خيال عتبات حركت كرده بودند ، پنهان هم نرفت ، فرار هم نكرده و از قرارى كه از تهران نوشته بودند در آنجا هم شهر شايع است كه هشتصد تومان تقديم و خدمت كرده بودند و محمد كاظم را خواستند . اگر من اطلاع از اين پول داشتم و به اين واسطه دينارى خودم و اجزايم گرفته‌ايم و مرتكب اين خيانت شده‌ام ، همان است كه ملتزم گرديده‌ام بايد نفى بشوم و از ولايت ايران نفى گردم كه منتسب دولت بعد از شصت و دو سال عمر از اين غلطها و خيانتها به ولىنعمت خودش كه اينقدر التفات و مرحمت و امتيازات ديده است بكند و اگر در جواب عريضه من مجددا حكمى شده باشد كه آنها را بفرستم ، نفرستاده باشم مقصرم دليلى از اين واضح‌تر نيست كه محمد كاظم را چرا احضار كردند و ديگر متعرض آنها نشدند ؟ من كه زياده از يك كاغذ آن هم به آن مضامين ننوشته بودم . به جهت اطمينان خاطر جناب آقايى عرض مىكنم ، اگر من مرتكب اين كار شده باشم ، نطفه‌ام از