اينها همه را دو سه روز ديگر با آقا مهدى فراشباشى كه در اين مقدمه انصافا خيلى چابكى نمود و مستحق التفات از شاهنشاه روحنا فداه مىباشد روانه تهران مىنمايم كه به سزاشان برسند و چند نفر هم كه فرار كردهاند و به اطراف و بلوكات رفتهاند همهجا آدم فرستادم انشاء الله كلا را به چنگ بياورند . فضل الهى شامل حال بود كه الحمد لله كار به اين سختى به خوبى از پيش رفت ، بدون اينكه از اين طرفها از دماغ احدى خون بيايد يا اينكه اسباب بدنامى و تهمت به مردم فراهم بيايد و يا دينارى مال مردم تلف شود . نيست مگر از بخت بلند اعليحضرت شاهنشاه روحنا فداه كه خدا جان همه چاكران را فداى خاكپاى مباركشان نمايد . امروز كه بيست و نهم شهر ربيع الثانى است با كمال فراغت باز در مقام جستجو و تحقيق هستيم و به جهت اينكه مبادا از اين هجوم و هنگامه اخبار اراجيفى به آنجاها برسد ، اين غلام را به تعجيل فرستادم كه مطلع شده به خاكپاى مبارك عرضه داريد و شرحى هم جناب حاجى سيد محمد باقر يا حاجى آقا محسن نوشتهاند در جوف پاكت است از نظر مبارك بگذرانيد و تفصيل همان است و دو سه روز ديگر آقا مهدى با نوشتجات و قسط و هرچه هم از اين طايفه كه محقق شد زنجير كرده انشاء الله مىآورد . زياده زحمت ندارم و السلام .
مهر : نصرت الدوله 1271
[ 78 نامه نصرت الدوله در خصوص رسيدگى به حساب اجناس و حوالجات خود - 1294 ق ]
فدايت شوم چون اين اوقات حواله بروات جنس است و مردم حوالجات جنس را مىآورند به حساب جنس خودم رسيدم . بواسطهء گندم انبار و حوالجات ديگر گندمى باقى ندارم و صورت حساب جنس خود را هم به دقت تمام نوشته به خدمت جنابعالى فرستادم كه ملاحظه فرمايند به هر قسمى كه در اين باب راى مبارك قرار گيرد مقرر فرمايند كه بنده و براتدار تكليف خود را دانسته باشيم . اگر بايد به عوض گندم ، جو داد او را مقرر فرمايند يا در بروات قرار گندم را و تفاوت او را مقرر مىفرمايند كه جو علاوه داده شود . در بروات بايد قيد فرمايند . مقصود اطلاع سركار بود كه آگاهى حاصل فرمايند كه بنده ديگر گندم ندارم فردا براتدار شاكى شود و يا تأخير در جنس آنها شود ، تقصير بنده نيست . استدعاى حكم صريح را در اين مرحله دارم كه سبب آسودگى و