همهء فوجها و سرباز شد كه ديگر خيال فرار را نخواهند كرد و تا دو ماه ديگر هم از رختخواب بيرون نمىآيند و قدرت ندارند و سواد كتابچهء نظامى را هم به همه فرستادم خود كتابچه را هم مخصوصا نزد مقرب الخاقان على قلى خان سرتيپ فرستادم كه سواد كرده به دقت ببينند ، باز به جهت من روانه دارد . زياده جسارت است .
مهر : عبده فيروز 1252
[ 80 نامه نصرت الدوله دربارهء رسيدگى به حساب و مخارج خود - 1294 ق ]
فدايت شوم از قرارى كه نوشته بودند از جهت بقاياى سيچقانئيل بر سر همهء مباشرين محصل گذاشته كه دريافت دارند . از جمله يكى هم عاليجاه ميرزا اسد الله بوده است كه از صدمه محصل تاب نياورده به بست رفته . اولا محاسبهء سيچقانئيل بنده نگذشته است كه باقى من معلوم شود . ديگر در اين مدت و سنوات كه همه ساله محاسبه خودم را گذرانده و كتابچه گرفتهام ، يك دينار ، يك شاهى باقىدار بودهام ، در سيچقانئيل هم باقىدار خواهم بود . از محاسبه نگذشته هم قدر باقى معلوم نمىشود . الحمد لله جنابعالى هم صاحب اختيار و صاحب كار هستيد و هم حكومتها داشتهايد . هزار قسم مخارج حكمى و ولايتى در هرحال و در هر سال بعد از وضع دستور العمل رو مىدهد كه هنگام محاسبه معلوم مىشود فاضل دارد ، مىگيرد ، باقى دارد مىدهد . از آن گذشته در هر صورت طرف سؤال و جواب بنده بودهام و هستم . اقلا از اين بنده جويا مىشدند تا عرض حسابى را مىكردم . مراتب را به جهت اطلاع جنابعالى عرض نمود و عجالتا هم صورت حسابى از بابت سيچقانئيل تخمينا از روى سند و غيره نوشته انفاد خدمت نمود كه به نظر مبارك برسد و حكمش را بفرماييد تا محاسبههم كه در اينروزها شروع خواهد شد به اتمام برسد . به ميرزا اسد الله به هيچوجه ربطى ندارد . استدعا دارم كه او را از اين جهتها مقرر فرمايند به هيچوجه مزاحم نباشند كه آسوده باشد و اين بنده در محاسبه خود و جواب و سؤال حاضر هستم و نه فرارى هستم و نه بىاعتبار و نه بدمعامله و از فرمايشات جنابعالى هم هيچوقت تغافل ندارد . به هر قسم كه راى مبارك قرار گيرد بنده حاضرم و مطيع . زياده عرضى ندارد . به سر مبارك جنابعالى قسم است كه در تعميرات زياده از اينها هم شده كه بنده نتوانستهام بنويسم و خجالت كشيدم اين همه عمارات و دكاكين كه در معنى يك شهر متعلق به ديوان است