تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نامه هاى حكومتى فيروز ميرزا فرمانفرما ( فارسى ) — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠
مرقوم و اشعار فرموده بوديد تماما به نظر انور همايون رسيد خاطر خطير آفتاب نظير شاهنشاهى روحنا فداه نيز قرين اطلاع و آگاهى آمده از مراتب اهتمامات و اجتهادات نواب مستطاب و الا زائد الحد مسرور و مشعوف گرديد اظهار كمال مرحمت و عنايت و خوشوقتى و رضامندى فرمودند در اين وقت كه چاپار غره اين ماه از درگاه عالم‌پناه مامور و روانه آن حدود بود ملفوفه فرمان مهر لمعان « 1 » التفات ترجمان مبارك از جانب سنى الجوانب « 2 » اقدس اعلى به عنوان نواب [ از كلمه نواب به بعد دنباله سند افتادگى دارد ] پشت سند : هو ، نوشتجات نواب اشرف و الا نصرت الدوله فرمانفرماى مركزيه است كه در غره شهر ذيقعده الحرام 1294 جواب نوشته شده است .

[ 70 نامه نصرت الدوله به دبير الملك درباره تهيه سنگ تفنگ از طريق تجار لندن - 1294 ق ]

سركار دوست محترم دبير الملك را زحمت مىدهم در باب سنگ تفنگ عاليجاه حاجى على را آوردم گفتگوى زيادى كرديم بالاخره عرض او اين است كه به همان نمك با محك شاهنشاه روحنا فداه كه منظور من خدمت است و روسفيدى نه منفعت « 3 » . الحال عرض صادقانه اين است كه اين سنگ دو جور است يكى كار كرده است يكى كار نكرده آن كار كرده را مىگويد كه من به پانزده هزار هم مىتوانم بياورم ولى به كار دولت نمىخورد كلا از دست قشون انگريز « 4 » دررفته است آنكه كار نكرده است به بيست و پنج هزار مىآيد و بسيار خوب است و مسلما مىگويد كه اين سنگ را از لندن بايد بياورم بدهم الحال هر كدام از اين دو جور كه مىدانند به كار دولتشان مىآيد و مىخواهند دو كلمه دستخط مبارك صادر فرمايند كه حاجى على يا شما را در باب سنگ كه هرقدر بخواهند وكيل كرديم كه سنگ را آورده تحويل بدهى به هر قيمتى كه تمام كرده باشيم به نمك پادشاه قسم به صدق تمام مىگويم يك ده يك به جهت زحمت من و آدم‌هاى من مرحمت فرمايند و تصديق قيمت سنگ را از تجار لندن و فرنگىها به خط آنها مىآورم و خودم هم طمعى به غير از يك ده ندارم هرچه شد مال پادشاه است از من خدمت كردن و مىگويد لامحاله بايد به جهت اين سنگ من يك كشتى بار
هامش
( 1 ) . لمعان - درخشش . تابندگى ( 2 ) . صاحب قدر و منزلت ( 3 ) . اصل : منفعه ( 4 ) . انگليس