ايشان هم حاصل نشود و حاجى على هم ممنون باشد و ستمى به او نشود كدخداى دهكده عزت الدوله مرد فضولى است و واقعا به حاجى على هم تعدى وارد كردهاند رفع او را مىكنم . در باب قنات نايب الدوله وزير مىگويد كه برآوردآبادى او را كرديم دوازده تومان دادم كهآباد نمايند مىگويد قنوات ساوجبلاغ و خراب وآبادى او اينطورهاست كه به اختصار تمام مىشود من هم اطلاع ندارم اين است كه عرض در باب مال خانه فرهاد ميرزا كنيز خودشان دزديده و به سياست هم تن در نداده و با شوهر كنيز قرار داده كه شصت تومان بدهد تا خود به مرور يا مال را به عينه داده شصت تومان را بگيرد يا قرار مجددى بدهد شصت تومان را نقد گرفته به نور چشمى سلطان اويس دادم ، التزامها و تعهدنامچهها را هم ضبط كردم تا در آخر چه شود . مسلما كار خارج نبود و اين كار و دزدى هم از كنيز خودشان است و به اين قرار داد خودشان رضا شدند . در باب تنخواه عميد الملك و حاجى على اينقدر از دست من برآمده كردم الحال خود مختاريد و عميد الملك هم در آنجاست . در باب امور و ملك مازندران ميرزا آقا خان ، آقا حسين پيشخدمت خودم را با دستخط مبارك كه بالاى طومار بود با آدمى كه ميرزا آقا خان خود از عراق فرستاده بود فرستادم آنها هم امور خود را فيصل دادهاند و به موجب حكم مبارك همه را گرفته تسليم كسان ميرزا آقا خان نمودهاند . در باب سنگتراشها سابقا صورت او را فرستادم و تفصيل همان است و الحال هم تفصيل اين است كه در رقعه جداگانه نوشته شده است .
پشت سند :
مهر : المتوكل على الله عبده فيروز
نوشتجات نواب نصرت الدوله همه مطالبش را بطور خلاصه نوشته است .
جواب :
هو ، در باب حاجى ملا محمد و غيره حكم حكم همايونى اين است كه حاجى ملا محمد اشرفى هميشه در اشرف ساكن بود ميرزا آقا خان بىجهت و سبب به بارفروش « 1 » آورد . حالا به همانطور سابق حاجى ملا محمد در اشرف ساكن بوده و ابدا به بارفروش رجوعى نداشته باشد .
و ميرزا عباس على و ميرزا آقا بزرگ هم در دار الخلافه تهران سكونت اختيار كرده و خيال رفتن مازندران را از سر بيرون كنند عيال خودشان را از مازندران آورده در دار الخلافه بمانند حركتى كه از ايشان شده است مستوجب زياده از اين نيستند قرارى كه در ساير امورات داده است از
هامش
( 1 ) . نام سابق بابل