كار و كبر سن بيهوش افتاده قوه اينكه نوشتجات را بدهد و بفهمد لابد چاپار را به جهت اينكه پيشكش عيد را برساند فرستادم و به قدر قوه از مطالب خود نوشتم تا ببينم بيچاره پيرمرد « 1 » كه در حقيقت دست من است كارش به كجا مىرسد خدا انشاء الله شفا بدهد كه حيف است ملفوفه فرمانها كه مقرر فرموده بودند به شاهزادگان و ساير رساندم مفتخر شدند در باب فقره مازندران و لطف الله ميرزا من هم حرف زيادى نوشتهام بسيار بدكارى و حركتى شده كه هيچ كس تصديق ندارد اولياى دولت هرچه بفرمايند جا دارد ولى من باب رأفت « 2 » بايد باز ملاحظه ولايات و سرحد را بفرمايند حاجى ملا محمد اشرفى با مقصرين به بست رفتند اين به بهانه روز عرفه و زيارت آنها محض پست ديروز حاجى ملا محمد شهر وارد شد . اينجانب هم اعتنايى نشد يك احوالپرسى مختصرى به اصرار جناب وزير كردم او را هم سرتاپا ملامت نمودم و پيغام دادم كه من وقتى به شما حرمت مىكنم كه مقصرين را بفرستى نزد من بيايند و اگر شفاعت هم كردنى باشيم من عرض كرده شفاعت نمايم و الا غير از اينطور شما را در نزد من احترامى نيست و آنها هم روزبهروز مقصرتر خواهند گشت الحال گفتگو به اتمام نرسيده كه به كجا منتهى مىشود و مىخواهم بدانم اگر آنها را نزد من بفرستند بيايند شفاعتى شود مقبول خواهد شد يا نه و اندازه شفاعت و خلاص آنها و قرار آنها به چه قسم است اگر اشاره مىشد گذراندن اين كار بطور شايسته به نظرم بهتر و صلاحتر مىآيد . در باب خانه عبد الله خان شاگرد برات را دادم شاگرد دعاگو شد . خانه بيگم خانم را هم دور انداختم و از دست داديم به جهتى كه حمام را اندكى كوچك و بامعنىتر كرديم كه محتاج نشد و صرفه ديوان هم به عمل آمد . در باب زمانآباد حاجى ملا على ماندنش البته بهتر است و صلاحتر بطور حكم اطاعت كرده تا تشريففرما شوند . موسى روسى هم در قورخانه است و تقويت داريم دوست مهربان ناصر الملك هم كمال تقويت و مراقبت را دارند اما بعض كهنه گرگها را بايد از قورخانه رفع كرد و الا چاره ندارد . در باب مطالبه رسوم نموده ملبوس از حاجى على رقعه را به خود حسنعلى آقا نشان دادم حسابشان را كرده راستى كار قبيح است از تاجر و كاركن ديوان مطالبه رسوم نموده باشند بدنامى هم دارد اين قبيل چيزهاست كه تاجر و نوكر را از كار و خدمت دولت باز مىگذارد و مأيوس مىكند اصل اين مقوله عملها خلاف است . در باب ميرزا صالح قدغن كردم جايى نرود با ميرزا فضل الله مصاحب باشد . در باب ملك حاجى على و سركار عزت الدوله طورى قرار مىدهم كه رنجش
هامش
( 1 ) . اصل : پيرهمرد
( 2 ) . اصل : روفت