تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نامه هاى حكومتى فيروز ميرزا فرمانفرما ( فارسى ) — صفحة 74

مساهمون:

ص٧٤
هيجده هزار گرفتيد اگر مرا قبول نداشتيد تاجر ضامن مىدادم . خود وزير منتها به من نمك مىسپرد و به ديوان هم مضايقه ندارد جواب و دليل را بنويس بدانم چرا قبول نشد به مرگ خودت تا من از او در صورت لاقبولى حق السكوت نگيرم دست بردار [ نيستم ] .

[ 62 نامه نصرت الدوله در خصوص ترميم و اصلاح امور فوج كزاز - 1294 ق ]

هو ، فدايت شوم چند روز است كه كاغذ غلامعلى خان سرتيپ از سربند رسيد و روانه خوزستان شده است . قليلى هم كه غايب فرارى در فوج مزبور هم رسيده بود همه را تمام كرده قبل از رفتن خودش به اردو فرستاده شد ، على نقى خان سرتيپ فوج كزاز هم دو سه روز است كه به سلطان‌آباد آمده توقف دارد مشغول تعديل فوج او هستيم دسته‌به‌دسته سربازان فوج مزبور به سلطان‌آباد مىآيند كدخدا و مالك هرآبادى هم حضور به‌هم مىرساند اگر سرباز پيرى ، بىمصرفى ، كوتاهى ، است رو مىشود و جوان قابل خدمت به صوابديد على نقى خان عوض گرفته مىشود عوض متوفى و غايب هم گرفته مىشود ده بيست روزه ناقصى فوج مزبور رفع خواهد شد و اميدوار است كه از توجه [ و ] التفات جناب جلالتماب عمل اين فوج منقح و منظم شود كه از همه افواج عراق ممتاز باشد . زياده عرضى نيست . مهر : عبده فيروز 1252

[ 63 نامه نصرت الدوله درباره حمل گندم از اراك ( كزاز ) به تهران - 1294 ق ]

فدايت شوم در خصوص حمل گندم انبار و وحشت شترداران از انباردار مكرر عرض كردم اين‌روزها بخصوص زود راه افتادن گندم خود عاليجاه ميرزا محمد رضا را به كزاز « 1 » فرستادم كه از الاغ‌دار بلوك كرايه كرده مزيد بر شترداران كه هرچه هست نموده باشد و به تعجيل گندم را راه بياندازد بعد از رفتن او از جميع ارباب و رعيت نوشتجات وحشت‌آميز طورى رسيد و نوعى وحشت از اين فقره و حكايت انباردارها كرده بودند كه ديدم اگر اين فقره را موقوف نسازم اسباب پراكندگى
هامش
( 1 ) . كزاز از توابع اراك است .
نامه هاى حكومتى فيروز ميرزا فرمانفرما ( فارسى ) — صفحة 74 | فيروز ميرزا بن عباس ميرزا فرمانفرما / فتح الله كشاورز