تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 32

مساهمون:

ص٣٢
صفرا است براى آدمى مفيد علم است ولى استقراء چنين نيست ؟ زيرا استقراء اگر شامل تمامى افراد باشد مفيد علم خواهد بود و اگر نه بجز ظن به نتيجه حاصل ديگرى از آن بدست نميآيد ؟ ما در جواب اين سؤال گوئيم : مفيد علم بودن تجربه نه تنها براى اين جهت است كه بر حكم خاصى شواهد بسيار ديده مىشود بلكه براى اين است كه با آن شواهد ، قياسى نيز قرين است كه سابقا نيز ذكر كرديم « 1 » . و مقصودش از اينكلام سخنى است كه پيش از آن گفته است و شرح آن را داده كه چگونه علم و برهان براساس تجربه برپا مىشود ؟ ميگويد : چون بتحقيق پيوست كه سقمونيا بدنبالش اسهال صفراء روى ميدهد و اين امر بسيار تكرار شد معلوم ميگردد كه اين توليد اسهال نه رويدادى است اتفاقى و تصادفى زيرا اتفاق افتادن نه بطور دائم مىشود و نه بطور اكثر « 2 » طوسى در شرح منطق اشارات گويد : مجرّبات به دو چيز نيازمند است يكى آنكه مكرر مورد مشاهده واقع شود و دوم قياس پنهانى در مورد مجربات و آن قياس اينست كه دانسته شود واقع شدن مكررات بيك نحو و طرز واحد امرى تصادفى و اتفاقى نيست بلكه مستند بسببى است . پس در اينمورد نيز لا محالة سببى وجود دارد اگرچه ماهيت آن هنوز براى ما معلوم نشده باشد و هرگاه بوجود سبب علم حاصل شود بوجود مسبب حكم قطعى صادر خواهد شد زيرا علم به سببيّت سبب ، هرچند ماهيت سبب شناخته نشده باشد كافى است در علم بوجود مسبب و فرق ميان تجربه و استقراء اين است كه تجربه با چنين قياسى كه گفته شد همراه است ولى استقراء را چنين قياسى بهمراه نيست « 1 » رازى در حاشيه‌اى كه بشرح اشارات دارد گويد : شايد كسى بعنوان پرسش بگويد :
هامش
( 1 و 2 ) منطق شفا : برهان ابن سينا . ( 1 ) منطق است راست 217 .