رحمة للعالمينى « 1 » كه از تخمير كنت نبيا و آدم بين الماء و الطين ، جناب ابو البشر به طفيل وجودش آدم و اسم اعظم در نگين سليمانى ، از فيض مهر نبوتش نقش خاتم
محمد شهنشاه دنيا و دين * كاز او بست چتر آسمان بر زمين
شفيعى كه گردد اگر عذر خواه * زند غوطه در بحر رحمت گناه
كى افتادگى را پسندد به ما * كه بر سايهء خود ندارد روا
ز سايه فكندن فزون پايهاش * و ليكن جهانى است در سايهاش
چنان بر جهان سايهء او نشست * كه افتاد بر طاق كسرى شكست
شق خامه كى باشد او را هنر * كه سازد به انگشت شق قمر
ره آورد آن شاه اقليم جود * ندارم به كف تحفهاى جز درود
ثم مقاطر مواطر التحيات على ارواح الخلفاء الراشدين و حنفاء الدين اولهم خليفة رسول الله على التحقيق ابى بكر الصديق سيد الابرار ، ثانى اثنين اذهما فى الغار « 2 » فكان من
هامش
( 1 ) - اشاره به آيهءما أَرْسَلْناكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ( الانبياء 107 )
( 2 ) - سورة التوبه 40 . اشارت است بدان كه هنگام حركت پيغمبر ( ص ) از مكه به مدينه ابو بكر در غار ثور مخفيگاه پيغمبر تنها مصاحب او بود .