ص 272 س 15 : نه مجال حمله .
ص 273 س 8 : عتاب ؟ ظ : عقاب .
ص 279 س 18 : مؤلف كلمهء مقرور را كه بمعنى سرما زده است بجاى قرير يعنى خنك به كار برده است .
ص 280 س 7 : ظ : عبير مثار .
ص 290 س 5 : حكايت از خضرت نعيم ( كذا ) ظاهرا نضرت كه بمعنى تر و تازگى و شادابى و اشاره به آيهء :
تَعْرِفُ فِي وُجُوهِهِمْ نَضْرَةَ النَّعِيمِ
مىباشد .
ص 290 س 14 : كه گويا بمدحت خان زمينست ( كذا ) ظ : خان زمن است ، كه زمن همان زمان و براى رعايت سجع با « حاصل آن خرمن است » بهتر مىباشد .
ص 291 س 3 : ظ : ارباب نزهة .
ص 300 س 2 : نعايم از مصنوعات مترسلان است كه در جمع نعمت يا نعيم به كار بردهاند و از لحاظ صرفى و لغوى غلط است .
ص 309 س 19 : العين حق حديث است و در ترمذى و ابو داود و نسائى و ابن ماجه وارد شده است .
ص 311 س 19 : قيدافه بخاطرم ميآيد كه اين كلمه به شهر بانو ملكهء ولايت بردع از شهرهاى ايران آذربايجان گفته ميشده ولى اكنون منبعى بنظرم نميرسد شايد در كتاب خيرات حسان تأليف ميرزا حسن خان اعتماد السلطنه از وى نامى باشد و من كتاب مزبور را ندارم .
ص 317 س 1 : اگر خان شنبهء 28 شهر ذى حجه از سرزمين قزاق به سمرقند وارد شد . رجوع شود به ص 279 چطور 23 ذى حجه از سمرقند بعزم قرشى حركت كرده است ؟
ص 326 س 18 : بنواصى ، اشاره بحديث معروف الخيل معقود بنواصيها الخير است .
ص 329 س 1 : و جزاء سيئة سيئة مثلها كه قسمتى از آيهء 42 از سورة الشورى مىباشد و آنچه در سورهء يونس آيهء 27 كه در حاشيه آمده است چنين است :
وَ الَّذِينَ كَسَبُوا السَّيِّئاتِ جَزاءُ سَيِّئَةٍ بِمِثْلِها
يعنى كلمهء سيئة يك بار مجرور آمده و قبل از كلمهء جزاء واو نيست و مثلها مجرور است .
ص 329 س 3 : مقتول و مرجوم با جيم صحيح است .
ص 329 س 5 : ربيع بن خثيم ضبط آن چنان كه در رجال مامقانى وارد شده بدون ال و بضم خاء معجمه و فتح ثاء مثلثه مىباشد ولى در رجال استرابادى و خلاصة تهذيب الكمال خيثم ( بر وزن حيدر ) ضبط شده است ص 22 .
ص 332 س 12 : زيرا كه ايشان مأمور به بسترند غلط و صحيح آن تسترند مىباشد .
ص 334 س 11 : اقدام نمايند غلط و صحيح آن اقدام ننمايند به صورت منفى است .
ص 336 س 7 : سيما الآيه النظام غلط و سيما آبائه العظام صحيح است .
ص 336 س 7 : مستة . . . به نظر ميرسد كه يك بيت باشد بدين صورت :
فستة آباؤه كلهم + أفضل من يشرب صوب الغمام