تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥
و هر بارى كه ختم صحيح بخارى و مشكوة مىكند مجلس عظيم داشته طبخ بغرا و حلويّات مىفرمايد و منزل او مجمع اعيان افاضل است . در اين ايام كه قريب به نود سالگى رسيده و منحنى و ضعيف گشته از درس بازمانده و چهار پنج پسر رشيد دارد كه همه در كمال فضايل قايم مقام اويند .

مير فتح الله شيرازى

از سادات شيراز بود . اعلم العلماى زمان است . مدتها مقتداى حكّام و اكابر فارس بود . جميع علوم عقلى از حكمت و هيئت و هندسه و نجوم و رمل و حساب و طلسمات و نيرنجات و جرّ اثقال نيكو مىدانست و در اين فن آن‌قدر حالت داشت كه اگر پادشاه متوجّه مىشدند رصد مىتوانست بست و در علوم عربيّت و حديث و تفسير و كلام نيز نسبت او مساوى است و تصانيف خوب دارد ، اما نه در برابر مولانا ميرزا جان شيرازى كه در ماوراء النهر مدرّس متفرّد متورّع يگانهء روزگار بود . مير فتح الله اگرچه در مجالس بغايت خليق و متواضع و نيك‌نفس بود ، اما نعوذ بالله از آن ساعت كه به درس اشتغال داشتى ، چه در آن زمان به شاگردان غير از فحش و الفاظ ركيك و هجو بر زبانش نرفتى و از اين‌جهت كم مردم به درس او مىرفتند و شاگردى رشيد هم از دامن او برنخاست . چند سال در دكن بود و عادل خان حاكم آنجا را نسبت به مير عقيده‌اى بود . چون در ملازمت پادشاهى آمد خطاب عضد الملكى يافت و در كشمير در سنهء 997 ه . وفات يافت و به‌جايى كه به تخت سليمان مشهور است مدفون است . « فرشته‌اى بود » تاريخ يافته شد .

شيخ منصور لاهورى

از شاگردان شيخ اسحاق كاكوست و بيشتر تحصيل در ملازمت مولانا سعد الله نموده و مصاهرت به او دارد . دانشمند مستعد است و در همه علوم عقلى كه در هندوستان متعارف است مستحضر و خوش‌طبع و سليم الفهم و متصرّف و با امرا و ملوك صحبت بسيار داشته مرجع اكابر و اعيان است و چندگاه قاضى القضات مالوه بود و زمانىكه لاهور مستقرّ سرير سلطنت شد از مالوه به ملازمت رسيد و در اين تاريخ به خدمت ضبط و ربط پرگنهء بجواره حدود دامن كوه مأمور است . پسرش ملا علاء الدين از