پادشاهى ازلى و ابدى بر قامت همت چست و خطبه و سكهء مملكت لايزالى ذو الجلالى به نام عالى او درست است .
شاه عربى كه شد جهان مظهر او * سوگند سرش خورد جهان داور او
همسايهء حق بود از آن سايه نداشت * تا پا ننهد كسى به جاى سر او
و هزاران آفرين و تحسين بر آل گزين و اصحاب حق بين او باد خصوصا خلفاى راشدين - رضوان الله عليهم اجمعين - كه براى اعلاى اعلام دين و اعلان كلمهء حق مبين جانها باخته و سرها فدا ساخته ساحت ملك شرع را از خار كفر و خاشاك بدعت پاك گردانيدهاند .
بعد از حمد الهى و نعت حضرت رسالت پناهى - عليه و على آله و صحبه صلوة مصونة عن التناهى - نموده مىآيد كه علم تاريخ در حدّ ذات علمى است شريف و فنّى است لطيف ، چه سرمايهء عبرت ارباب خبرت و مستوجب تجربهء اهل دانش و بينش است و اصحاب قصص و سير از زمان آدم تا اين جزو زمان كه ما در آنيم در اين فن تآليف معتبره ساخته و مجلدات مبسوط پرداخته و فضيلت آن را به دلايل و براهين اثبات نموده و بدين نبايد نگريست كه قرائت و مطالعهء اين علم نسبت به جمعى از سست دينان و ارباب شك و شبهه كه كوتاه بيناناند باعث انحراف از جادهء قويم شريعت غرّاى محمّدى - صلى الله عليه و آله و سلم - و ورود در مناهل مختلفه و مشارب مكدرهء اهل هوا و بدعت از خذلان ابدى گشته و مىگردد ، چه جمعى را كه در مبدأ فطرت از دين بىمناسبت واقع شدهاند خوانندگان كلام ازلى كه مفتاح سعادات مبين و شفاء و رحمة للعالمين است سبب شقاوت و خسران جاويد گشته
وَ إِذْ لَمْ يَهْتَدُوا بِهِ فَسَيَقُولُونَ هذا إِفْكٌ قَدِيمٌ
تا به تاريخ چه رسد ؟
چو حس سمع از ماخوليا ضايع شود كس را * نيابد بهره از مزمار داوودى و الحانش
و ما سخن به آن جماعت داريم كه به صفت سلامت طبع و جودت ذهن و شيوهء انصاف متّصف باشند ، نه گروهى كه نامقيد شرع و منكر اصل و فرعاند كه ايشان قابل اين خطاب نىاند و داخل زمرهء اهل اعتبار و اولى الابصار و ارباب الباب نه و چگونه منكر علمى تواند شد على الاطلاق كه يك سبع از سبع المثانى است كه مبناى اتقان ايمان و ايقان بر آن است
وَ كُلًّا نَقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنْباءِ الرُّسُلِ ما نُثَبِّتُ بِهِ فُؤادَكَ
از