برخيز عميد ار نه فسردست دل تو * بگذر ز غزل حمد خداوند جهانگو
مدّاحى درگاه خدا كن كه برافراشت * بىزحمت آلات بسى گنبد مينو
دو شاه روان كرد برين طارم ارزق * پس داده ز سيارهشان خيل ز هر سو ( كذا )
صد شاهد اختر به گه شام نموده * مشاطهء صنعش ز پس پردهء نه تو
فرموده به خاتون جهان از شب و از روز * دو خادم چالاك لقب رومى و هندو
بىهيچ دكاندار به دكّانچهء گردون * آويخته يك گوشه به دو كفّه ترازو
صنعش به سر كوه برويانده شقايق * در باغ دوانده كرمش سورى و راهو
گاه از سر پرگار كرم نقش دهن بست * گاه از قلم لطف نگاريده دو ابرو
روز از كرمش گشته همه رخ به سفيدى * شب نيز ز صنعش به سياهى همه گيسو
شاهان مجازى ز سر بندگى و عجز * ماليده پى آب به خاك درِ او رو
هر ماه به ميدان فلك دارد مه را * گه چون خم چوگان و گهى بر صفت گو
آن دادگرى كو به گه داد هميشه * نازرد گهى شخص كس از ظلم سر مو
او را كه ز خون دل انگور غذا ديد * فرداش سيهروى كند چون رخ آلو
منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 70
مساهمون: توفيق سبحانى
ص٧٠