ن
نبسه : دخترزاده و بعضى گويند پسر و دختر پسر است كه نبيره خواننده و بعضى ديگر دختر دختر را گويند نه پسر دختر را و با تشديد ثانى هم گفتهاند ( برهان ) 203
نواسه - نبسه
نجك : نوعى از تبرزين ( برهان ) 89
ى
يسال : جناح لشكر ، پرهء فوج ، جمعيت و اجتماع . سنجر كاشى گويد :
لشكرى منهزم از راكب او چون نشود * كه ز شوخى همه جا فوجى ازو
بسته يسال
( ل ) 123
يلمه : آنچه در تغارى به حيوانات خورانند . از شرح گل كشتى ويلمه به فتح به معنى قبا و جامه پوشيدنى . معرب آن يلمق است ( آنند ) 269
يمك : به فتحتين نام شهرى حسنخيز و نام پادشاهى است ( آنند ) 78