بنىّ اجتهد فى اقتناء « 1 » العلوم * تفز « 2 » باجتناء ثمار المنى
الم تر فى رقعة بيدقا * اذا جدّ في سيره فرزنا * 54
و عادت معهود و رسم مالوف چنان است كه جانب خردمندان در منزل زاد و بود بر مصداق المندل الرّطب في اوطانه حطب * 55 ، رعايت كمتر پذيرد و محل و منزلت ارباب دانش در مولد و منشأ خويش بواجبى دانسته نيايد كه گفتهاند :
المرء ليس به بالغ في ارضه * كالصّقر ليس بصائد « 3 » في وكره * 56
كى شود مايه نشاط و سرور * هم در انگور خوشهء انگور
نخست ندب ادب * 57 بر نطع قطع مفاوز و مفازات باختن و سالها درس تهذيب نفس در حط « 4 » * 58 و ترحال و نزول و ارتحال [ بر « 5 » ساحت هامون و جبال ] ملكه كردن ، از مدارج سفلى به معارج علوى رسيدن است و از مكامن ارضى به اماكن سماوى پيوستن ، الا و انّ الرّفعة فى اطيط الرّاحل لا فى غطيط النّائم و صلوة القاعد على النّصف من صلوة القائم * 59 .
خويشتن را در محافل افاضل عرض كن و به مشاطه كلك سحّار كه نگاربند عروس سخن است چند فصل بر اصل * 60 بنويس [ تا « 6 » به حكم آنكه گفتهاند
فضل و هنر ، ضايع است تا ننمايند * عود بر آتش نهند و مشك بسايند ]
تا غور معرفت تو در شرح غوامض الفاظ * 61 بشناسند و اندازهء مايه تو در مضمار مضايق گفتار بدانند كه هررقعه از نتايج طبعت در حساب دبيران وقت ، كتابى است و هر نامه از نسايج قلمت * 62 ، نقشبندان كارخانه فكرت را كارنامه ، چون طفل سخن را از گهواره بيان بر نى پارهء * 63 بنان سوار كنى ، آب از جريان و مرغ از طيران بازدارى و قصب السبق * 64 براعت و بلاغت از فضلا بربايى و هنگام آنكه محصنات ابكار از حجاب ضمير بحجال سواد و بياض جلوه دهى ، نداى حقّ له ان يكتب بالتّبر على
هامش
( 1 ) - ب و ج : فى الاقتناء
( 2 ) - اساس : وفز
( 3 ) - ب : بضاعد
( 4 ) - ب : خط
( 5 ) - اساس : ندارد .
( 6 ) - اساس : ندارد