نگريستم ، پس سختى و گرفتاريش تابع نعمتهايش است ، همانند خار كه از گل جدا نمىشود و زيانش از سودش بيشتر است و نحوست آن از سعادتش بيشتر .
( * 159 ) - رزيات : جمع رزيه ، مصيبتهاى عظيم ، پيشآمدهاى ناگوار . جمع ديگرش " رزايا " مىشود .
( * 160 ) - اذا المرء لم . . . : هرگاه آدمى نتواند به آنچه كه اراده كرده است ، برسد ، آنچه را كه براى او مقدر شده ، تحمل مىكند ، چه آن را بخواهد و چه از آن سرپيچى كند .
( * 161 ) - مع قطع النّظر . . . : با قطعنظر از اين نكات ، ( بدون توجه به اين نكات ) .
( * 162 ) - خلسة من الزّمان . . . : در وقتى ربوده از دستبرد ايام و فرصتى بازيافته از چنگ رويدادهاى بد .
( * 163 ) - ذهول : فراموشى .
( * 164 ) - قرّة عيون السّلاطين : نور چشم پادشاهان .
( * 165 ) - مدّ على الخافقين ظلاله : جمله دعايى است ، سايه او بر مشرق و مغرب گسترده باد .
( * 166 ) - بديع : اسم خاص است . احمد بن حسين همدانى ( ف 398 ه ق ) وى علوم ادبى عرب را در همدان نزد ابن فارس رازى فراگرفت و سپس به خدمت صاحب بن عباد رسيد و از او نيز استفادهء علمى كرد . " رسائل " و " مقامات " وى در ادب عرب ممتاز است .
( * 167 ) - ابن مقله : ابو على محمد بن على ، متوفى 328 ه ق . وى به خدمت ابو الحسن بن فرات درآمد و مورد لطف او شد و ثروتى اندوخت و سپس بين آن دو كدورتى ايجاد شد و ابن مقله كفران احسان او كرد و در زمره دشمنان وى درآمد . تا آنگاه كه ابن فرات معزول و دستگير شد و چون بار ديگر به وزارت رسيد ، ابن مقله را بگرفت و مصادره كرد . مقتدر خليفه در 316 ابن مقله را به وزارت انتخاب كرد او هم در 318 معزول و محبوس شد و بار ديگر به وزارت خليفه منصوب شد و به سعايت حاسدان دست راست او را بريدند و مدتى در زندان ماند و همانجا درگذشت . وى مخترع خطوط
المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى ) — صفحة 334
مساهمون: شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى
ص٣٣٤