مفيد نباشد « 1 » و آئينهدارى در محله كوران نافع نيايد « 2 » [ و با مار « 3 » بر وفق و رفق و مدارا مصاحبت نمودن و دست بر پشت شير و ناب نهنگ كردن و به تلطف ماليدن ، هيچ فايده نكند و نفسى را كه محل شطط و اقتحام باشد ، آن را به خصايل حميده ، به مقام اعتدال آوردن در نزد عقل مستحيل * 55 مىنمايد ] مرا يقين است كه طباع آن سباع قابل پذيرفتن پند و مستعد نيوشيدن وعظ و تذكير نيست « 4 » .
محل قابل و آنگه نصيحت قائل * چو گوش هوش نباشد چه سود حسن مقال
اين مهم از بند امتناع به مهلت برآيد و صيانت اين نام و ننگ را انديشه بايد كرد و مىترسم كه اگر در تدارك اين كار تهاون « 5 » به خود راه دهم و زمام نفس در قبضه غفلت و اهمال نهم ، بعد از آنكه ملك موروث و مكتسب بر باد آيد « 6 » به سسترايى و وضاعت * 56 و نرمخويى و ذراعت « 7 » در افواه خدم و سپاه افتم و از نصيحت مولف كتاب « 8 » :
توانى « 9 » گاه فرصت ناتوانى است * مكن آنجا توانى « 10 » * 1 / 56 تا توانى
اذا قعد الرّجال عن المساعى * فما فضل الرّجال على الغوانى ؟ * 57
بىبهره مانم ، ايرج بار ديگر در آن استدعا ، الحاح و اقتراح * 58 زيادت نمود و مبالغه از حد وجوب بگذرانيد . ، شاه ناچار ملتمس او را به اجابت مقرون گردانيد « 11 » و او دل بر عزيمت نهاد ، و « 12 » از منزلگاه اجتماع به گذرگاه وداع آمد و زمين خدمت ببوسيد و گفت اگر در فضاى قضا ، مجال اهمال ممكن است « 13 » و رزق مقسوم در دار دنيا باقى
هامش
( 1 ) - ج : نيايد .
( 2 ) - ج : نباشد .
( 3 ) - اساس : ندارد .
( 4 ) - ج : + و آماده اصفاء نصيحت نى .
( 5 ) - ب و ج : تانى .
( 6 ) - ج : رود .
( 7 ) - ب : - و نرمخويى و ذراعت .
( 8 ) - ج : + كه گويد .
( 9 ) - ج : تانى .
( 10 ) - ج : تانى .
( 11 ) - ب و ج : داشت .
( 12 ) - ب و ج : + هم در آن هفته .
( 13 ) - ج : - است .