بگفت اين سخنها و بسپرد جان * به خلوتسراى ابد برد جان
گذشت و جهان را به نيكى گذاشت * خنك آنكه جز تخم نيكى نكاشت
تو گفتى كه آن شاه والانژاد * خود از مادر دهر هرگز نزاد
چنين است آيين گردنده دهر * كه بخشد به مهر و ستاند به قهر
و « 1 » از آثار او امروز در نواحى اصفهان دو بناست يكى مهرب و ديگر سارويه ، در ميان مهرب چشمه آب روان است كه هرچند حفّاران قنوات « 2 » چندانكه منبع آن را طلب كردند ، نيافتند و شهر شابور از فارس و كهندز از مرو او بنياد كرد و اول كسى كه خط فارسى نوشت * 105 و زينت پادشاهان ساخت و احمال و اثقال بر چهارپايان نهاد و ايشان را در ركوب مسخّر خويش كرد و مرغان شكارى را مانند باشه و صقر و عقاب و باز ، صيد كردن آموخت و از كرم قز ابريشم استخراج كرد و به الهام الهى بدانست كه خورش ايشان برگ توت است ، او بود . گويند كه در عهد او بتپرستى آشكار شد * 106 و سبب آن بود كه وبايى عظيم حادث گشت و هركه را عزيزى درمىگذشت مشابه و مماثل او صورتى مىساخت و به ديدار او مستأنس مىشد ، پس آن عادت استمرار يافت و فرزندان ايشان بر مصداق : فابواه يهوّدانه و ينصّرانه و يمجّسانه * 107 به تقليد ، بتپرستى آغاز نهادند و گفتند
هؤُلاءِ شُفَعاؤُنا عِنْدَ اللَّهِ
* 108 و مدت پادشاهى او سى سال بود . * 109 لمولفه « 3 » :
اين نگين از خاتم تحقيق اوست * وين درم را سكه از تلفيق اوست
اقنع بالقليل النّافع فانّ القليل النّافع خير من الكثير الضّار . * 110 و هم از كلمات اوست كه گفت : جايى كه شوافع اخوّت و عواطف قرابت مؤكّد است ؛ ابواب امانى گشادن و انواع مساعى مبذول داشتن و توفّر مصالح يكديگر نمودن ، مستغرب نباشد امّا كريم آن كس است كه در حق اجانب كه به جنايت عظيم و خيانت ظاهر تظاهر نموده باشد و قدم مخالفت و معاندت راسخ داشته « 4 » و به اجرام و آثام شنيع « 5 » گرانبار شده ، هنگام
هامش
( 1 ) - ب و ج : - واو .
( 2 ) - ب و ج : + و كاريزكنان .
( 3 ) - ب و ج : - لمولفه .
( 4 ) - ب و ج : + باشد .
( 5 ) - ب : - شنيع .