قصد غدرى دارند و شاهزاده در اصل طبيعت متلون مزاج بود و محبت مهد عليا نسبت به ميرزا علاء الدّوله معلوم داشت ، به حكم من يسمع * يخلّ پرتو هرسخن كه از شاهراه السنه و افواه بر پيشگاه خاطر آگاه تابد و قوت سامعه علت مانعهء آن نيايد هر آينه در آينهء خاطر صورت تردّد روى نمايد و كلك انديشه نقش آن بر لوح ضمير به وجهى ديگر آرايد . بنابرآن ميرزا عبد اللطيف به غايت متوهم و متفكر شد و جمعى مفسد محل خباثت يافته او را بر آن داشتند كه مهد عليا و ترخانيان امير نظام الدين احمد را غارت عام كرده تمام مردم كه از ايشان متوهم بود بند فرمود و اين صورت سلخ ماه ذى حجه ميان خوار رى و سرخهء سمنان روى نمود و ميرزا عبد اللطيف ، بعد از فراغ خاطر ، به بلدهء سمنان فرمود و آنجا
بيت
ماه محرم به خير غرّهء غرا نمود * شاهد رعناى شهر زلف مطرا نمود
و چون حضرت خاقان سعيد را ممالك جهان در تحت فرمان بود ، فرزندان گرامى در اطراف ممالك هرجا يكى نافذ فرمان مىبود . ميرزا الغ بيك بر سرير مملكت ماوراء النهر و تركستان در كمال استقلال تمكن داشت و مملكت روى زمين را ملك خود مىپنداشت و ميرزا علاء الدوله كه در دار السلطنهء هرات بود گنجهاى جهان تصرف نمود و دعوى انا و لا غيرى سمير ضمير او بود و ميرزا سلطان عبد اللّه در ملك فارس اساس سلطنت بنياد نهاد و ابواب عدل و داد بر جهانيان گشاد و ميرزا سلطان محمد اگرچه بىيراق و استعداد شده بود كسى ديگر در خاطر او خطور نمىنمود و ميرزا ابو القاسم بابر بر سلطنت عالم خود را مسلم مىدانست و در آن باب سعى و اهتمام نمود به آنچه توانست و ميرزا عبد اللطيف اردوى اعلى را سر كرده پرواى كسى نداشت و خيال استقلال بر لوح انديشه مىنگاشت و از اولاد و احفاد ميرزا سيورغتمش جمعى در ولايت كابل و غزنين و آن سرزمين بودند و به چوگان همت كوس سلطنت از ميدان همگنان مىربودند .