بيت
ساقيان چون آفتاب و ماه گردان هرطرف * ساغر زرين و جام لعل پرياقوت ناب
و مطربان غزلخوان و مغنيان خوشالحان به نفحات دلگشا و نقرات جانفرا دل را قوت روح مىدادند و عقل مصلحتبين را بر طرف مىنهادند و از انواع نشاط و عيش هرچه در آيينهء خيال جمال مىنمود به احسن صور در آن بزم بهشتآيين معاينه بود .
مصرع
به خاطر هرچه بگذشتى عيان بود
ذكر فرستادن ميرزا قراچار « 238 » به مملكت كابل و غزنين و آوردن ميرزا سلطان مسعود
ميرزا سيورغتمش ولد رشيد حضرت خاقان سعيد بود و مدتى در مملكت كابل و غزنين تا حدود هندوستان به امر سلطنت قيام نمود و لواى سلطنت افراخته اسباب جهانبانى مىساخت . اما روزگار با او نساخت و رخت اقامت به دار آخرت كشيد و از او دو پسر ميرزا مسعود و ميرزا قراچار يادگار ماند . آن حضرت حكومت مملكت به ميرزا مسعود كه بزرگتر بود عنايت فرمود و او در آن ولايت به خلاف قاعده و تورهء قاهره مىزيست و به چشم بصيرت در احوال مصلحت مملكت نمىنگريست و رعيت آن مملكت از طغيان او به افغان آمدند و ميرزا قراچار از قصد او متوهم شده روى اميد به درگاه جد بزرگوار آورد . در وقتى كه آن حضرت به جانب حصار نيرهتو * مىفرمود ، ميرزا قراچار به اردوى اعلى رسيد و نزديك حصار در منزلى كه كرياس گردون اساس قبهء بارگاه به اوج ماه و ثريا رسانيده بود و شاميانهء دو ستونه هريك سر از برج دو پيكر گذرانيده ميرزا قراچار را امرا پيش آوردند . شاهزاده چند نوبت زانو زده
هامش
( 238 ) . ابن سيورغتمش بن شاهرخ . ر ك به زامباور شجرهءTدر آن شجره نامشKarntchairنوشته است .