طاب ثراه به نوعى تربيت فرمود كه رشحات اقلام گوهر فروغ مولوى چنان درى جهانافروز به عالميان نمود . « 174 »
بيت
آفتاب است آن كتاب شريف * كاز فروغش جهان شود روشن
حضرت خاقان سعيد از حدوث واقعهء جانسوز و حلول حادثهء غماندوز غمگين و اندوهناك شد و قباى صبر به دست بىطاقتى پارهپاره و چاكچاك گشت و آن حضرت به رسم تعزيت بنشست و امراى عظام به شرايط آش و طعام و ختمات كلام ملك علام قيام نمودند و صناديد ايران و توران چهل روز متصل به مجلس عزا حاضر شده طريق ملازمت مسلوك داشتند و روز چهلم آش بزرگ داده فرمان همايون صادر شد كه اكابر ايران و توران كه تغيير لباس كرده بودند همه را از جامهء عزا بيرون آورده تشريفات پادشاهانه و خلعتهاى خسروانه پوشانيدند و آن حضرت تخت فارس را به فرزند رشيد او ميرزا سلطان عبد اللّه كه در صغر سن بود ارزانى داشت و تمام اختيار و زمام اقتدار آن مملكت به كف كفايت و قبضهء درايت شيخ محب الدّين « 175 » ابو الخير بازگذاشت .
و هم در اين ايام ، شاه ارغونشاه بدخشانى كه از اعيان شاهان بدخشان بود و چون دولت و سعادت ملازمت اردوى همايون مىنمود از وحشتآباد محنت و ملال به دار البقا ارتحال فرمود .
مصرع
همه را حال همين است و همين خواهد بود
هامش
( 174 ) . ترجمهش را لطائفنامهء فخرى ( ص 50 ) هم دارد .
( 175 ) . ر ك به دولتشاه ص 410 حبيب السير ج 3 جزو 3 ص 133 . اما روضة الصفا ( ج 6 ص 215 ) نجيب الدين دارد بهجاى محبّ الدين كه غالبا تصحيف است .