نسيان انداخت .
مصرع
وين بود از دولت سلطان اعظم شاهرخ
و شرح بناى دار السلطنهء هرات و احوال بلوكات و حالات ولايات قلم دو زبان به شرح و بيان تقرير نموده و تحرير فرموده هركه را ميل مطالعهء آن باشد گورسالهاى كه علىحده در آن باب مسطور است به نظر اشرف مشرف سازد .
مصرع
تا ميل آنكه را بود و چون كند نظر
ذكر بناى باغ سفيد و بنياد كوشك
حضرت خاقان سعيد فرمود كه بر جانب شرقى شمال هرات به موضعى كه پيشتر به باغ سفيد * موسوم بود ، در فضايى چون عرصهء اميد وسيع و بنايى چون ذروهء فلك رفيع ، مهندسان دانا و بنايان توانا ، روز جمعه بيست و چهارم ذى قعده به طالع سعد و ساعت ميمون عمارتى بنا نهادند و درهاى باغ جنان بر روى جهانيان گشادند و به خوبترين صورتى طرح كشيدند و چهرهء اول الفكر آخر العمل به چشم بصيرت ديدند . اساسى كه تا بنياد جهان و نهاد عالم است كس مثل آن نشان نداده . باغى كه شميم نسيم آن نكهت مشك و عنبر به مشام جان فرستاده . و كوشكى كه علو قدر از چرخ برين گذراند و اوج رفعت تا ذروهء مشترى رساند .
قطعه
چمن از دلكشى چون عارض دوست * سرايش از خوشى چون چهرهء يار
يكى را سعد گردون كرده معمور * يكى را بخت ميمون بوده معمار
چهارطاق ايوان مقرنس آن را به طاق مقوّس كيوان رسانيده و كنگرهء قصر رفيعش از نطاق مشترى گذرانيده . ايزار ديوار از احجار يشم مفروش و تماثيل منبت بر آن مثبت و منقوش ، هركس فسحت آن ديد يا به آن نزهتسرا رسيد روح روحپرور