ذكر تفويض ممالك بلخ و مضافات آن به جانب ميرزا ابراهيم سلطان بهادر
راى اقاليمگشاى حضرت اعلى اقتضاى آن فرمود كه ايالت ولايت بلخ و طخارستان تا سرحد كابل و بدخشان به فرزند دولتمند ، آفتاب آسمان دولت ، ماه سپهر مملكت ، ابو الفتح ميرزا ابراهيم سلطان تفويض نمايد و رفع و خفض و بسط و قبض آن ممالك به يمن عدل شامل و حسن عقل كامل او رجوع فرمايد . بنابرآن نشان همايون نفاذ يافت كه شاهزاده كه در دار السلطنهء هرات قايممقام حضرت خاقانى بود متوجه اردوى اعلى گردد و شاهزاده امتثال مثال عالى فرموده و از هرات عزيمت نموده شانزدهم ماه رجب در خطهء اندخود به شرف ملازمت مشرف گشت .
آن حضرت هرچند نجابت قرة العين عليه عين اللّه به عين اليقين مىديد و فروغ نور الهى در جبين مبين او مشاهده مىنمود و معاينه مىديد ، اما چون مهر و شفقت پدر در حق فرزند به منزلهء آفتاب است در اضاءت چشم آن حضرت مشعلهاى از راى انور خويش كه لمعهاى است از بوارق
يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشاءُ
« 50 » پيشواى عزايم او گردانيد و فرمود كه در مصارف اعمال و تصاريف احوال تقوى و پرهيزكارى كه زاد معاد و عتاد يوم التناد است
فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوى
« 51 » پيرايهء عادت و سرمايهء سعادت سازد و قوى و ضعيف را در قضيهء معدلت يكسان داند و رايت ظلم و آيت جور منكوس و مطموس گرداند و از دعاى ستم رسيده كه اتّقوا دعوة المظلوم پهلو تهى كند و قاعدهء خيرات و بناى حسنات ممهّد و مشيد و نام نيك او را ابد الدهر باقى گذارد .
بيت
نماند به گيتى كسى پايدار * همان به كه نيكى بود يادگار
هامش
( 50 ) . سورة النّور 35 .
( 51 ) . البقرة 197 .