مقدار كه وجود در أو تمام تر و كامل تر شود خير و شرافتش بيشتر گردد تا برسد به وجودى كه عدم در أو نباشد و كمالى كه نقصانى به أو راه نيابد ، اين هنگام أو شرفى مى گردد كه پستى ندارد و خيرى مىشود كه شرى در آن نباشد و همهء خيرها و شرف ها از افاضهها و اشراق ها و تجلى ها و اطوار و تطورهاى أو مىشود ، و خير و كمال حقيقي ذاتي جز از آن أو نباشد و جز به وسيلهء أو نباشد و جز از أو سر چشمه نگيرد و جز در أو نباشد و جز بر أو نباشد ، و ديگر مراتب را كه خيراتى است به اعتبار انتسابى است كه به أو دارند و از جهت مظهريتى است كه براي أو دارند ، و گر نه به اعتبار انتساب به خودشان نه كمالى دارند و نه خيرى در وجود آنهاست و نه حقيقتى دارند و نه شيئيتى را دارا هستند ، چنان كه خداى تعالى فرمود : « همه چيز در هلاكت است مگر وجه أو » و « هر چه بر روى زمين است فانى است و وجه پروردگارت كه جلالمند و عزيز است باقى مى ماند . » و سيد انبياء و سند اصفيا ( صلوات اللّه و سلامه عليه و على آله الطيبين الطاهرين ) فرمود : « هر كس خيرى در خود بيابد خداى را سپاس گويد ، و هر كس كه جز اين بيند بجز خود را ملامت نكند » .
پس چون خير از اوست بايد أو را سپاس گفت ، و چون شر از ناحيهء خود انسان و از حيثيت خلقى است ملامت نيز متوجه أو است . و خداى تعالى از خليلش بازگو مىكند : « هنگامى كه بيمار مى شوم أو شفا بخش من است . » [ ببين ] كه چگونه بيمارى را به خودش نسبت داده و از نقصان استعدادش دانسته ، ولى شفا را به پروردگارش نسبت داده است ؟ ! پس فيض و خير و شرافت از خداى تعالى است ، و شر و نقصان و پستى از ما است . و در اين رابطه خداى تعالى مى فرمايد :
شرح دعاى سحر ( فارسى ) — صفحة شرح دعاى سحر 181
مساهمون: السيد الخميني
صشرح دعاى سحر ١٨١