طريقهء آبا و اجداد كرام و عظام را مسلوك داشته ، سلطان احمد ميرزا را كه ارشد اولاد سلطان ابو سعيد ميرزا است مدد فرمايد ، به جهت قلع و قمع اين فرقهء ظلمه عنان عزيمت بدين صوب معطوف دارند ، از كرم آن جناب بديع و بعيد نخواهد بود .
( بيت : )
چشم داريم از آن ماه سعادت پرتو * كه جهان را بدهد روشنى از سر نو 35
و محمد خان شيبانى از آنجا كه كمال عنايت دربارهء امير عبد العلى داشت ، خاطر خطير را بر حصول ملتمس او گماشته ، جهت استيصال قوم مغول كمر عزيمت برميان بست و از راه خوارزم متوجه بخارا شد . و چون موكب همايون به حوالى خوارزم نزول فرمود ، امير عبد الخالق [ بن احمد بن فيروز شاه ] كه از جانب سلطان حسين ميرزا حاكم آن ممالك بود ، پيشكش و ساورى 36 فراوان ارسال داشت و لوازم دعا و مراسم ثنا بجاى آورد .
( مثنوى : )
كه ما بنده و شاه توران تويى * سلاطين تو را بنده و خان تويى
و در قراكول نيز امير سلطان حسين ارغون به همان اسلوب طريقهء نيكو بندگى را به ارسال تحف و هدايا به ظهور رسانيد .
( مثنوى : )
كه اى سايهء لطف پروردگار * ز ما سايهء مرحمت برمدار
تو شاه « 1 » جهانى و ما بندهايم * ترا بنده باشيم تا زندهايم
و چون خبر وصول رايات نصرت آيات به سمع امير عبد العلى ترخان ( 14 ب ) رسيد ،
( شعر : )
تاج شاهى بر آسمان انداخت * سر رفعت به اوج چرخ افراخت
از سر قدم ساخته به استقبال موكب همايون شتافت و بدين ترانه مترنم شده ،
( بيت : )
به وصل تو باد صبا مژده داد * بدين مژده داديم جان را به باد
هامش
( 1 ) . س : شاهى