شرح
( 118 ) . از « بايد كه خواجه ابو المكارم را محبوس گردانيد . . . لواى حكومت در بخارا » عينا در حبيب السير ، ج 4 ، ص 306 آمده است .
( 119 ) . ميمنه : ياقوت آن را يهودان بزرگ ناميده و دربارهء وجه تسميهء آن نوشته : « چون در زمان بخت نصر يهودان از بيت المقدس رانده شدند ، اولين محلى كه در آن مسكن گزيدند همين شهر بود و بعدها چون مسلمانان از كلمهء يهودان خوششان نمىآمد ، اسم اين شهر را به ميمنه بدل كردند تا به مباركى و ميمنت همراه باشد و اين اسم تاكنون باقى است . » حمد الله مستوفى در نزهت القلوب مىنويسد : « شهرى گرمسير است . گندم و ميوه و خرما دارد و آب آن از نهرى نزديك مىآيد » . جغرافىنويسان قديم در بسيارى از متون جغرافيايى اين ميمنه جوزجان را با ميمند كه جزو ولايت زابلستان گيرشك و قندهار قرار داشته به اشتباه يكى دانستهاند . درحالىكه ميمند در روزگار غزنويان ميان غور و باميان واقع بود و امروزه به ميوند تغيير نام داده و جزو استان قندهار افغانستان است . نك :
نزهت القلوب ، ص 185 ؛ مسالك و ممالك ، ص 213 ؛ جغرافياى تاريخى سرزمينهاى خلافت شرقى ، ص 450 ؛ تاريخ بخارا و خوقند و كاشغر ، صص 135 ، 217 ، 218 .
( 120 ) . فارياب ( پارياب ، فيرياب ) : نام قديم شهر دولتآباد ، شمال افغانستان سابقا جزو ولايت جوزجان بود . بسيارى از جغرافىدانان آن را شهرى بزرگ و پررونق ياد كردهاند . اين شهر در حملهء مغول ويران شد و پس از آن ديگر اهميت سابق خود را باز نيافت . نك :
دايرة المعارف فارسى مصاحب ذيل مادهء فارياب ؛ جغرافياى تاريخى سرزمينهاى خلافت شرقى ، ص 451 .
( 121 ) . ابو القاسم ارلات : از شخصيتهاى مهم و بانفوذ در خراسان خاورى در نيمهء دوم سدهء نهم هجرى قمرى . وى با ازدواج با يكى از شاهزادگان تيمورى از شاخهء بايسنقر ، روابط ارلاتيان با تيموريان را استحكام بخشيد . حاصل اين پيوند محمد قاسم ميرزا داماد سلطان حسين بايقرا بود كه در رويدادهاى تاريخى اواخر سدهء نهم و اوايل دهم هجرى قمرى به عنوان امير ارلات از او ذكرى به ميان آمده است و عاقبت در طى نبردى با شيبك خان به قتل رسيد . نك : حبيب السير ، ج 4 ، ص 315 ، 320 .