تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى ) — صفحة 375

مساهمون:

ص٣٧٥
آذربايجان و پير بوداق در بغداد مواجه شد . در اواخر 872 ه ق . عازم جنگ با اوزون حسن بود كه ناگاه در حين شكار غافلگير شد و به قتل رسيد و در عمارت مظفريه تبريز به خاك سپرده شد . جهانشاه اهل شعر بود و حقيقى تخلص مىكرد . نسخه‌اى از ديوان شعر خود را به هرات نزد جامى فرستاد . مسجد كبود تبريز كه هم‌اكنون طاقى از آن باقى مانده ، به همّت او ساخته شده است . براى اطلاعات بيشتر نك : تاريخ نظم و نثر ، ج 2 ، صص 795 - 794 ؛ تذكرة الشعرا ، ص 440 ، 469 ، 516 ، 517 ، 518 ، 521 ، 522 ؛ تذكره شعراى آذربايجان ، ج 2 ، صص 174 - 178 ؛ دانشمندان آذربايجان ، صص 121 - 120 ؛ الذريعه ، ج 9 ، ص 259 ؛ روضات الجنان ، ص 524 ؛ روضة السلاطين ، صص 67 - 66 ؛ فرهنگ سخنوران ، ص 274 ؛ ريحانة الادب ، ج 2 ، صص 56 - 55 ؛ تاريخ ديار بكريه ، ص 57 به بعد ؛ تاريخ جهان‌آرا ، صص 250 - 249 ؛ قراقوينلوها ، صص 27 - 28 ، 31 - 33 ، 36 به بعد ؛ خلد برين بخش تاريخ تيموريان و تركمانان ، صص 458 - 457 به بعد و احسن التواريخ ، ص 113 به بعد .
شرح
( 58 ) از « چون عدد عساكر گردون‌مآثر به چهارصد نفر رسيد . . . آن زمان چگونه خواهد بود ؟ » با اندكى تفاوت در شيبانىنامه صص 42 - 37 آمده است . ( 59 ) از « بعد از اين واقعه سلطان محمود خان . . . در آن بلده نزول اجلال فرمود » با اندك تفاوتى در شيبانىنامه ص 42 و 45 آمده است . ( 60 ) يسّى : به نوشتهء لسترنج « به فاصله يك روز راه در شمال اترار در ساحل راست سيحون شهرى بود به نام شاوغر كه مقدسى آن را محلى بزرگ با روستايى پهناور و بارويى مستحكم و مسجد جامعى در بازار شمرده است . جغرافىنويسان اخير از شاوغر اسم نبرده‌اند ولى با ملاحظهء آن با « يسّى » كه شرف الدين على يزدى مكرر از آن اسم برده است ، تطبيق مىشود . » نك : جغرافياى تاريخ سرزمينهاى خلافت شرقى ، ص 517 ؛ مؤلف مهمان‌نامه بخارا اين شهر را چنين توصيف مىكند : « و بلدهء يسّى كه مزار خواجه [ احمد يسوى ] است به غايت مملكتى رجب الاطراف ، خصب الاكناف و تخت ممالك تركستان و نواحى او سبز و خرم همچون گلستان ، از ارجاء ممالك اوزبك كه ناحيهء شمالست و انحاء مسالك اندجان تا به حدود ختاى كه نهايات معمورهء شرق است امتعه و نفايس به بلدهء يسّى نقل كنند و در آنجا خريد
مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى ) — صفحة 375 | نادره جلالى / محمد يار بن عرب قطغان