هفتم : قاسم سلطان ، هشتم : طاهر سلطان .
ذكر درويش خان بن براق خان بن سيونجك خان
و او پادشاهى بود با عدل و داد و درويش مانند « 1 » و پيوسته در فيصل مهمات و قطع معاملات و به شريعت سرور كاينات و خلاصهء موجودات « 2 » عمل مىنمود و هيچ كارى به « 3 » خلاف شرع از وى چيزى ظاهر نبود ( 92 ب ) و ديانت قوى و عمل بر كمال داشت . بعد از آنكه پدرش براق خان در ولايت سمرقند وفات يافت ، بابا سلطان برادرش كه در آن بلدهء محفوظه بود ، لواى حكومت به طريق استقلال برافراشت « 4 » و صاحبقران سكندرنشان ابو الغازى عبد الله خان چون از اين حادثه آگاه گشت و امراى « 5 » سمرقند را با خود همراه ساخت ، به عزم تسخير سمرقند بر زين « 6 » ملكستانى « 7 » نشست . و بابا سلطان از شنيدن اين خبر برج و بارهء شهر را محكم ساخته ، دروازهها را نيز بربست و بىتوقف واقعه را قلمى كرده « 8 » نزد برادرش درويش خان به صوب تاشكند ارسال نمود و التماس مدد فرمود . بنابرآن درويش خان با سپاه فراوان و لشكر تاشكند و تركستان و مردم اخسى و اندجان ايلغار انداخت . و صاحبقران سكندرنشان چون از اين معنى خبر يافت ، ترك محاصرهء سمرقند نموده ، به طريق سرعت و استعجال و استقبال مخالفان پريشان حال « 9 » شتافت « 10 » و در درهء ايلان اوتى تلاقى فريقين روى داد و درويش خان به آن لشكر فراوان و ساير برادران شجاعتنشان ، پاى ثبات فشرده بازوى دلاورى گشاد . عاقبت در اندك زمان منهزم گردانده ، وادى به وادى گريزاند . و در اثناى اين حال سپاه لشكر و علامات عسكر بابا سلطان از صوب سمرقند مشاهده افتاد . و چون دو لشكر « 11 » و دو سپاه در برابر يكديگر رسيدند ، مبارزان بىتوقف از طرفين متوجه ميدان حرب
هامش
( 1 ) . ت : و او پادشاه با عدلوداد و درويش مانند بود .
( 2 ) . ت : خلاصه موجود او
( 3 ) . س : « كارى به » ندارد ، از نسخه « ت » افزوده شد .
( 4 ) . س : بود .
( 5 ) . ت : وارثان .
( 6 ) . س : در .
( 7 ) . ت : شيبانى .
( 8 ) . س : « قلمى كرده » ندارد ، از نسخهء « ت » افزوده شد .
( 9 ) . س : « پريشانحال » ندارد ، از نسخه « ت » افزوده شد .
( 10 ) . س : رساند .
( 11 ) . ت : دو درياى لشكر .