گرديدند . و صاحبقران سكندرنشان بعون عنايت ملك منّان به اندك توجه او را نيز شكست داد و در يك روز دو فتح نامدار اتفاق افتاد . و بعد از آنكه اولاد براق خان از سلطنت سمرقند دل كنده در ولايت تاشكند اجتماع نمودند ، درويش خان كه به حسب سن از ساير اولاد براق خان بزرگتر بود ، به اتفاق برادران و اميران و نوئينان « 1 » تاج سلطنت بر سر نهاده ، در ممالك تاشكند بر مسند پادشاهى ( 93 الف ) و سرير شهريارى نشست و ايالت تركستان با توابع و لواحق به « 2 » بابا سلطان برادر او مقرر گشت و اندجان را به امين سلطان برادر ديگرش داد . و خرم شاه سلطان كه او نيز برادرش بود « 3 » ، به حكومت ولايت سيرام فرستاد . و دوست محمد سلطان كه پسر سوم براق خان است ، والى ولايت اخسيكت گرداند . و همچنين در هر ديار و امصار يكى از برادران نامدار و از امراى ذوى الاعتبار [ را ] گذاشت « 4 » و امير كبير على سيدى كه از قوشچيان « 5 » برگزيده و امراى پسنديدهء آن ديار بود ، اتاليق خويش گردانيد . « 6 » و چون امير خجسته اطوار حاكم آن ديار گشت ، به احوالپرسى « 7 » فقرا و رعيت بر مسند عدالت نشست و ابواب عدل و انصاف « 8 » را گشاده ، مداخل اهل ظلم و اعتساف « 9 » را دربست و حكم فرمود كه در آن ديار افيون و كوكنار بعد از اين هيچكس نخورد . بنابرآن مدت مديد هيچ متنفسى گرد افيون و كوكنار نگرديد « 10 » . لاجرم مملكت تاشكند به يمن معدلت آن ابر سعادت « 11 » به كمال معمورى و آبادى « 12 » رسيد زيرا كه قواعد عدلوداد را به اتمام رساند و بناى قصر فساد را انهدام فرمود « 13 » كه « 14 » تا قيام ساعت و ساعت قيام ذكر جميلش بر صحايف روزگار در اوراق ليل و نهار باقى و پايدار ماند . در اين اثنا هادى توفيق به سوى كعبهء تحقيق راهنماى آن امير
هامش
( 1 ) . س : يونان .
( 2 ) . س : « ب » ندارد ، از نسخه « ت » افزوده شد .
( 3 ) . س : « بود » ندارد ، از نسخه « ت » افزوده شد .
( 4 ) . س : كشت .
( 5 ) . س : قوشيان .
( 6 ) . ت : ساخت .
( 7 ) . ت : جهت غوررسى .
( 8 ) . ت : انفاق .
( 9 ) . س : « اعتساف » ندارد ، از نسخهء « ت » افزوده شد .
( 10 ) . س : « بنابراين مدت مديد به خدمت شيخ متنفس گرد افيون و كوكنار بعد از اين هيچكس نخورد » .
( 11 ) . س : ابر سعادت ؛ ت : سعادتمند .
( 12 ) . س : « آبادى » ندارد ، از نسخهء « ت » افزوده شد .
( 13 ) . ت : « تنيش بىقواعد عدلوداد و انهدام مبانى فتنه و فساد به مرثيه سعى و اهتمام فرمود كه » .
( 14 ) . س : « كه » ندارد ، از نسخه « ت » افزوده شد .