درويش خان و بابا خان با ساير برادران و فرزندان و سپاه تاشكند و تركستان و لشكر اخسى و اندكان « 1 » بنابر التماس گراى خان به « 2 » عزم تسخير سمرقند لواى نهضت برافراختند و تخت خانى را به وجود او آراستند و خاطر خود را به استخلاص دار المحفوظهء سمرقند متوجه ساختند . و چون جوانمرد على خان بر اين معنى وقوف يافت ، بىتوقف واقعه را قلمى كرده به درگاه صاحبقران سكندردستگاه « 3 » ارسال داشت و صاحبقران سكندرنشان دفع مخالفان او را پيشنهاد همّت گردانيده ، در موضع به اعدا مقابل افتاد و به اندك توجه « 4 » لشكر ايشان را شكست داد و گراى خان اسير سرپنجهء تقدير گشته ، قدم بر جانب آخرت نهاد . و از وى يك پسر ماند موسوم به پاينده محمد سلطان ، اما هيچكس از وى نام و نشانى نيافت « 5 » و ندانستند « 6 » كه كجا وفات يافت .
ذكر ابدال سلطان 230
بن عبد اللطيف خان بن كوچكونجى خان
و او روزى چند در ولايت زامين 231 توسن حكومت مىراند و بعد از حادثهء ابو الخير سلطان روى توجه به صوب تاشكند نهاد و در جنگ جرجيق كه بابا خان از صولت صاحبقران سكندرنشان هزيمت يافت ، ابدال سلطان به جانب بدخشان و حصار شادمان شتافت و در ولايت جوزى يلان به دست ملازمان « 7 » والى آن ديار اوزبك خان افتاد و بىتوقف سر او را از تن جدا كرده ، در ولايت تاشكند به پايهء سرير حضرت اعلى فرستاد . و از وى يك « 8 » پسر بود ، كوچك سلطان نام داشت . روزى كه « 9 » بوزهخور سلطان در موضع « 10 » اوچتپه لب آب سيحون از عباد الله سلطان منهزم گرديده ، اسير و دستگير شده و به همراهى يوسف سلطان بن خداى بردى سلطان به قتل رسيد ، بعد از اين از اولاد و احفاد كوچكونجى خان هيچكس باقى نماند .
هامش
( 1 ) . س : اندكان .
( 2 ) . س : « به » ندارد ، از نسخه « ت » افزوده شد .
( 3 ) . ت : نشان
( 4 ) . ت : توجهى .
( 5 ) . س : « نيافت » ندارد ، از نسخه « ت » افزوده شد .
( 6 ) . س : نام و نشان ندانستن .
( 7 ) . س : « به دست ملازمان » ندارد ، از نسخهء « ت » افزوده شد .
( 8 ) . س : « يك » ندارد : از نسخه « ت » افزوده شد .
( 9 ) . س : « كه » ندارد ، از نسخه « ت » افزوده شد .
( 10 ) . س : مواضع