صد و سى
قربانت شوم ! هفتهء گذشته مختصرى به عرض عريضه تصديع افزا شده ، مستفسر حالات مسرّت آيات عالى شدم . در اين وقت نيز در مقام تصديع برآمده ، خاطر شريف را مستحضر مىدارم كه روز يازدهم شهر حال ، كه چهار روز قبل بوده باشد ، مبلغ يكصد و پنجاه تومان وجه نقد در وجه جناب مخدوم محترم مهربان ، آقا عبد الحسين تاجر كاشانى تسليم نموده ، قبض دريافت نموده ، وجه مزبور را به سركار برسانند . لا بد خودشان هم به سركار نوشتهاند ، حال بدانچه خودتان مقتضى مىدانيد ، با ايشان معمول داريد . در باب ساير امور هم همه هفته تفصيلا نوشته شده است ، مطلبى كه در عهدهء ابهام باشد ، نيست .
هفتهء گذشته معروض داشتم كه كپيتان كروس مستأجر خانه ، فوت شد و فعلا خانه خالى است . تفصيل وجه اجارهء آنجا را با آنچه خودش به ميل خاطر مصارف تعمير كرده ، معروض داشتم . ان شاء اللّه به سلامتى براى عيد به تهران تشريف آورده ، وضع خانه را ملاحظه خواهيد فرمود .
ديگر اينكه در باب حساب خودتان ، چه حساب سابق ، چه بعد از آن ، منتظرم ، ان شاء اللّه به سلامتى تهران تشريف آورده ، رسيدگى شود . خواستم صورتحساب بفرستم ، ملاحظه كردم تا شب عيد كه خودتان به تهران تشريف مىآوريد ، چندان وقتى نيست ، حضورا به تفريغ حساب مىپردازم .
نور چشم عزيز جان ميرزا حسن خان را ديده بوس فرماييد . دو سه ماه قبل والدهء محترمهء ايشان والدهء بندهزاده حسين را با ارسال تعليقه ، يادآور شده بودند . مشار اليها نيز جوابى به ايشان نوشته ارسال داشت و همه روزه منتظر بوده باز تعليقه از ايشان